متنوع
هنر زرتشتى-ايرانى
دومين هنرى كه اسلام در فتوحات خود با آن مواجه شد،هنر زرتشتى-ايرانى بود.
اين هنر در حقيقت هنرى تاليفى از هنرهاى مختلف بود.«خرابه هاى كاخ شاهى »درشوش و«تالار صد ستون كاخ تخت جمشيد»نشان مى دهد كه طرح معمارى «كاخ صدستون »از مصر، «كتيبه كمانداران »شوش از آشور و ساختمان كاخ تخت جمشيد بر فرازسكوهاى وسيع و تزئين آن با كنده كارى،از آسياى صغير گرفته شده است.و اين نوعى كامل از هنر اختلاطى است.
توين بى فيلسوف و مورخ معاصر انگليسى در فلسفه تاريخ خويش بحثى راتحت عنوان سنكرتيسم طرح كرده است.به عقيده او،سنكرتيسم(اختلاط و تاليف صورى فرهنگها)از علائم دوران پايانى و انحطاط فرهنگها و تمدنهاست.آنگاه كه فرهنگها روح خود را از دست داده،مورد تهاجم صور مختلف فرهنگى قرار مى گيرند،اين عصر فرا مى رسد.
در حقيقت در تمامى دوران تاليف و اختلاط كه دوره بحران است،حقيقت فرهنگهانيروى حياتى خويش را از دست مى دهند.(به تعبير علم الاسماء تاريخى،اسمى كه اين فرهنگها مظهر آنند متزلزل و در بحران است)و بدين ترتيب تهاجم فرهنگى به پايان مى رسد و عصر تدافع و تحجر فرهنگى فرا مى رسد،و اين عبارت است از عصر مسخ فرهنگها كه به آن اشاره رفت.
در اين دوران،اختلاط و التقاط سراغ فرهنگى كه ضعيف شده،مى آيد.بالنتيجه تركيب فرهنگها به وقوع مى پيوندد.فرهنگهايى كه باطنشان را از دست داده اند،نمى تواننددر برابر فرهنگهاى ديگر مقاومت كنند.از اين رو دچار اختلاط و التقاط فرهنگى مى شوند.
نمى توان گفت چنين فرهنگ و تمدنى از صورت نوعى كدام تاريخ و فرهنگ تبعيت مى كند، زيرا هيچ كدام از صورتها رسوخ در فرهنگ اختلاطى ندارد.يعنى فرهنگ صورت اصيل خود را از دست داده،ولى وجهى و صورتى متزلزل در آن مى تواند قويتراز صورتهاى متزلزل ديگر باشد.به عبارت ديگر اين عصر،عصر ظاهر پرستى و تظاهرفرهنگى است.در اينجا تفكر اصيل فراموش و عمل بى فكر و ذكر اصيل انگاشته مى شود.
از جمله فرهنگها و تمدنهايى كه چنين علائمى دارند،تمدن و فرهنگ زرتشتى ايرانى از عصر سلوكى تا ظهور اسلام است.در اين فرهنگ اختلاطى گرچه فرهنگ دينى و اساطيرى سبت به فرهنگ يونانى غلبه دارد اما اين به معنى نسبت عموم و خصوص مطلق نيست،بلكه تداخل(نسبت عموم و خصوص من وجه)دو فرهنگ اساطيرى ومتافيزيكى در ميان است،تا آنجا كه ايران اين عصر را چون بسيارى از مناطق متمدن،يونانى مآب مى نامند .اين اوضاع مقارن با دوره انتشار فرهنگ يونانى و تماميت تفكرنظرى يونانى و پيدايش و غلبه تفكر اختلاطى اسكندرانى است (8) .البته آغاز فرهنگ وهنر اختلاطى ايران به عصر هخامنشى برمى گردد.آثار معمارى باقيمانده از اين عصر،نشانگر اين است كه ايران محل برخورد فرهنگها و تمدنها و از آنجا هنر ايرانى مستجمع جميع هنرهاى مختلف اساطيرى آن عصر بوده است.اما هنوز يونانيت عصر متافيزيك سراغ ايرانيان نيامده بود.
بي ترديد انسان محور و اصل و اساس همه چيز است و با برخورداري از امتياز خليفه الهي، شان و منزلت معنوي ويژه اي دارد.به دليل همين امتيازات، نسبت به سايرجانداران از برتري خاصي برخوردار بوده و همچنين از توانايي هاي غير قابل وصفي برخوردار است كه برخي از آنها ذاتي و تعدادي نيز اكتسابي هستند.انسان با شكوفايي استعدادهاي بالقوه ي خود و جهت دهي مناسب به آنها، مي تواند به سرمايه اي بي بديل تبديل شده، زندگي پر ازرونق، اميد، نشاط، پويايي، و توام با سازندگي را براي خود و ديگران به طرزي شايسته بوجود آورد.
انسان خلق شده است تا در اين دنيا زندگي كند، از نعمات الهي بهره بگيرد، به عظمت الهي بيشتر پي ببرد و بدرستي بندگي كند.
در واقع آنچه كه زير بنا و نقطه ي آغازين تحقق چنين هدفي است، خواست و اراده و اختيار فطري او براي شناخت بيشتر خويشتن و بهره گيري مناسب تر از قابليت ها، ظرفيت ها و استعدادهاي خداداديش است.اوست كه به همه چيز ارزش مي بخشد و همه چيزبه خاطر اوست كه آفريده شده است. پس كافيست كه به علت و هدف آفرينش موجودات عميق تر انديشيده و ارزش را در حد خودش بشناسيم.
نقاط مثبت خود را تا مي توانيد ملكه ذهنتان كنيد، تا به وسيله تصورات مثبت از خودتان شادي را به زندگيتان به ارمغان آوريد.
آن موقع است كه مي توانيم زندگي پرثمر، جاويدان، پويا و خوشايندي را از او انتظار داشته باشيم. اگر بين توانايي هاي خدادادي او و اين انتظارات تناسب و توازني منطقي ايجاد كنيم، خواهيم ديد كه انتظاري معقول بوده و ايجاد چنين زندگي، خارج از توان او نيست و اگر بخواهد، به طور يقين مي تواند زندگي شاد و سالمي داشته باشد.فقط كافيست كه از داشته هاي خود بهتر بهره گيري كند تا بر اساس آن شادتر زندگي كند.
در اين كتاب سعي شده است برخي از توانايي ها و داشته هاي انسان را احصاء كرده و به طور برجسته عرضه كند. آنگاه در حد ممكن راهكارهاي بهره گيري از آنها را نيز ارائه كرده تا انسان هاي عاقل و با منطق به وسيله ي آنها، براي خود و جامعه، زندگي شاد و لذت بخشي را ترسيم نمايند."
همه انسان ها بنا به اصل تفاوت هاي فردي كه دارند، داراي خلاقيت و نوآوري هستند و نبايد تصور كرد كه خلاقيت منحصر به افراد تيزهوش و با استعداد است.
هدف اين كتاب اين است كه به چند مورد از عواملي كه در شادتر كردن جريان زندگي آدم ها موثر هستند اشاره اي كرده و بدينوسيله موضوعاتي را براي فعاليت محققين و دلسوزان انسانيت انسان ها فراهم سازد تا در اين زمينه، تحقيقات بيشتري را معمول داشته و ابعاد مختلف و عوامل موثر در شاد زيستن انسان ها را نمايان تر سازند و به اين طريق انسانيت را از گرفتاري جدال و اضطراب و بيماري هاي روحي و رواني خود ساخته برهانند.
- شادي، عبارت است از احساس خوشبختي پايدار در زندگي شخصي، مفيد بودن براي خود و جامعه و تحقق آرزو و رفع نيازهاي عمومي.
- هنر شاد بودن مستلزم توانايي خنديدن به مشكلات در كوتاه ترين زمان ممكن پس از وقوع آنهاست.
- اگر از موفقيت ديگران شاد شويم، از موفقيت خود بيشتر لذت خواهيم برد.
- افسردگي سم مهلك است كه مي تواند بنيان جامعه را دچار خطرهاي جدي كند.
گلشيرى و صادق هدايت
هوشنگ گلشيرى از نويسندگانى بود كه تا نفسى و توانى براى گفتن و نوشتن داشت، در بت كردن بى مايه ترين و بيمارترين داستان نويسِ ايران سال هاى پس ار انقلاب مشروطيت مردم ايران كوشيد.
من درباره صادق هدايت، در نوشته هايى ديگر ديدگاه خويش را آورده ام؛ اما در اين گفتار نيز بايد پا به پاى حكايتى كه گلشيرى درباره توانايى هاى نداشته نويسنده بوف و بزرگ نمايى هايى كه ساخته و پرداخته است، با هم پيش برويم.
پيش از هر چه، هوشنگ گلشيرى آموخته بود، كه هدايت و داستان هايش را متر و معيار هنر داستان نويسى نو در ايران بداند؛ شايد از همان دوران شاگرديش در هسته جنگ اصفهان.
قبلاً وقتى شازده احتجاب را مى نوشتم بايد تكليف خودم را با بوف كور صادق هدايت.
روشن مى كردم.
هوشنگ گلشيرى شيفتگى خود را به صادق هدايت، زندگى، نوشته ها و ديدگاه هاى بى در و پيكر او هرگز پنهان نمى كرد.
تبليغ و بزرگ نمايى جايگاه صادق هدايت، در واقع تبليغ و بزرگ نمايىِ بى دانش ترين و بى ريشه ترين و تقلبى ترين داستان نويس برا ادبيات داستانى معاصر ايران است.
آيا هوشنگ گلشيرى نمى دانست كه هدايت بسيارى از تصاوير داستان بوف كورش را از ادبيات مدرن قرن بيستم و سينماى آوانگارد فرانسه و آلمانِ دهه هاى آغازين قرن بيستم ميلادى دزديده بود؟ مى دانست يا نمى دانست، وى درباره بوف كور چنين گفته است: .
طرح بوف كور به اين روشنى نيست و هر چند مى دانيم كه زمان وقوع حادثه اصلى آن تنها يك شب يا دو شب بيش تر نيست، اما گفتن اين كه هدايت در بوف كور توالى منظم زمان را به هم زده است هيچ گرهى را نمى گشايد.
راستى هدايت چه گونه توانسته است دنيايى بدين گونه شاعرانه و پيچيده و در عين حال وحشت انگيز بيافريند؟ اين مردهاى قوزى شالمه بسته كه همه لب شكريند و خنده هاشان آن چنان خشك و زننده است كه مو بر تن آدم راست مى كند؛ اين زنانى كه همه چشم هاى مورب تركمنى و گونه هاى برجسته، پيشنانى بلند، ابروانِ بارك به هم پيوسته و لب هاى گوشت آلود نيمه باز دارند؛ اين خانه هايى كه همه مكعب و مخروطى شكلند و پنجره هاى باريك و كوتاهشان به چشم هاى گيج آدم تب دار شبيه است؛ اين نيلوفرهاى كبود و درخت هاى بيد و سرو.
به چه اعتبارى توانسته اند در بوف كور، آن هم در كنار يكديگر و با تداوم و تكرارشان بيايند و ما را به دنياى اين گونه و هم انگيز و واقعى راهبر شويم.
شايد براى آشنايى بيش تر با دنياى بوف كور بهتر باشد كه تار و پودش را از هم بگشاييم و آن را از سر نو بيافرينيم.
(23) نبايد شگفت زده شويم از اين كه هوشنگ گلشيرى، به صف شدن مردهاى قوزى، لب شكرى ها، زنانى كه همه چشم هاى مؤرب تركمنى دارند و خانه هايى كه همه مكعب و مخروطى شكلند در داستان سست، نيمه كاره و تقلبى هدايت را نشانه توانايى او برشمارد.
بى دانشى، كوته نگرى، دورى گزيدن از ريشه يابى هر پديده و همذات پندارى گلشيرى با صادق هدايت را مى توان از پايه اى ترين دلايل تمجيد سطحى نويسنده شازده احتجاب از نويسنده بوف كور دانست.
در بزم اهريمنى هدايت بود، كه هوشنگ گلشيرى به ذوق مى آمد: .
در مورد هدايت بايد گفت كه او به جرأت، نسلِ پيش از من و حتى مرا تربيت كرد.
اگر او نبود نگاه من به داش آكل ها، باجى ها، كولى ها، نيمچه روشنفكرها، حتى به مينياتور يا فولكلوريا حتى كافكا و سارتر فرقى مى كرد.
من از طريق هدايت است كه سال هاى 1309 تا 1325 را مى شناسم، آن هم نه از برون كه از درون، انگار كه در آن زمان زيسته باشم، گزمه ها و مسته از كنار پنجره ام گذشته باشند و آدم هاى مسخ شده، قوزى هاى لب شكرى در همه اطرافم بوده اند و نيز آن سرفه ها، زنان دو پاره اى كه در دنياى واقع لكاته اند، اما در شعر و مينياتور [بالاخره هنر ]اثيرى مى شوند.
اين ها و حتى نگاهِ من به مرغ، به سگ، به پرده قلمكار از سرچشمه هدايت آب مى خورد.
(24) شايد اگر به جاى صادق هدايت، نويسنده اى برخاسته از متن زندگى و فرهنگ مردم ايران تربيت كننده هوشنگ گلشيرى و كسانى چون او مى شد [هوشنگ گلشيرى در تبيين نقش صادق هدايت در تربيت نسل پيش از خودش - مگر صادق چوبك - به تحريف تاريخ ادبيات داستانى ايران دست زده است.
پيش از هوشنگ گلشيرى، تنها صادق چوبك بود كه با همه كارنامه و هستىِ نويسندگيش، در بزم اهريمنى خنزرپنزرى ترين داستان نويس تاريخ ايران آبروى خويش را دود كرد و به هوا فرستاد.
نويسندگانى چون بزرگ علوى و ابراهيم گلستان نثر و ساختار داستان را، برتر از هدايت آموختند و به كار گرفتند و جهان بينى ويژه اى داشتند؛ آل احمد را هم كه مى شناسيم؛ اما گلشيرى، سرگشته تر از آن بود كه دست از تبليغ بى هوده مرشد خنزرپنزرى خود، صادق هدايت بردارد.
او كار تحريفش را به جايى باريكتر رسانيده بود:
وزن اطلاعات اينترنتي چقدر است؟
اطلاعات چقدر وزن دارد؟ بيشتر افراد ميدانند كه كامپيوتر در بردارنده تمام انواع اطلاعات است، از ايميل و اسناد گرفته تا ويدئوكليپ، صفحات وب و هر چيز ديگر.
همه اين اطلاعات به صورت رشتهاي از ارقام باينري (صفر و يك) نشان داده ميشود. اين ارقام نه تنها ماهيت رياضي دارند، بلكه چيزهاي ملموسي نيز هستند. آنها به صورت ولتاژ در مدارهاي الكترونيكي قرار دارند.
بنابراين هر جزء (bit) اطلاعات بايد وزني (هر چند بسيار ناچيز) داشته باشد. اكنون ميخواهيم اين پرسش را مطرح كنيم: وزن اطلاعاتي كه در يك روز معمولي از طريق اينترنت ارسال ميشود چقدر است؟
در پاسخ به اين سؤال، ما پايگاههاي اطلاعاتي فني را جستوجو كرديم، كتابهاي مرجع را ورق زديم، به سايت گوگل سر زديم و با كارشناسان صحبت كرديم. به زودي معلوم شد كه اگر جواب مشخصي را بخواهيم، بايد خودمان آن را محاسبه كنيم، زيرا به نظر ميرسد كه هيچ كس ديگري قبلا اين پرسش را مطرح نكرده است.
كليد حل معماي وزن اينترنت در فهم فرآيند اساسي كه تمام اين اطلاعات از مجراي آن عبور ميكند، قرار دارد. خواه درباره ايميلي كه از آن طرف خيابان فرستاده شده است بحث كنيد، يا از تصويري كه از يكWebcam از آن سوي دنيا ارسال شده است.
براي آنكه سفر در اينترنت به آساني انجام شود، اطلاعات به بستههاي كوچكي به نام packet تقسيم ميشود. اين بستهها شامل اجزاي كوچكي از اطلاعات است كه از چند ده تا يك هزار بايت حجم دارد. علاوه بر اطلاعاتي كه بايد ارسال شود، هر بسته داراي جزئيات آدرس دهي به مسيرهاي لازم نيز هست.
بدون در نظر گرفتن اين كه بسته به كجا فرستاده ميشود يا نوع تجهيزاتي كه بسته از آن عبور ميكند چيست، يك چرخه اساسي بارها تكرار ميشود تا بسته به مقصد برسد.
پيام در حافظه يك رايانه ذخيره ميشود، سپس مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد تا مشخص شود كه به كجا بايد ارسال شود، به نحوي براي ارسال شدن كد گذاري ميگردد(به صورت الكترونهايي در يك كابلethernet يا به شكل فوتونهايي كه از يك كارتwi-fi تشعشع ميشود) آنگاه به رايانه بعدي موجود در زنجيره فرستاده شده، كد گذاري شده و در حافظه همان رايانه ذخيره ميشود.
سيكل مذكور تا هر اندازه كه لازم باشد تكرار ميگردد. چيزي كه در اين جا اهميت دارد، خود الكترونها يا امواج راديويي كه از رايانه شما فرستاده ميشود نيست، بلكه الگوي بيتهايي است كه اين امواج آن را شرح ميدهد.
الكترونها يا امواجي كه مستقيما از رايانه شما ارسال ميشود معمولا زياد دور نميروند ( حداكثر چند صد فوت) تا به رايانه ديگري برسند.
حتي هنگامي كه شما بستههايي را به صورت پالسهاي نور و از طريق كابلهاي فيبر نوري به هزاران مايل دورتر ميفرستيد، دستگاههاي تكراركننده (repeater) كه در فاصله هر 20 مايل(32 کيلومتر) و در سطح دريا قرار داده شده است، فوتونهاي دريافتي را جذب كرده و فوتونهاي جديدي را به تكراركننده بعدي ارسال ميكند.
به عبارت ديگر، اجزاي فيزيكي كه در اينترنت حركت ميكنند، هرگز به جاي دوري نميروند، آنچه واقعاً به دور دست ميرود (چيزي كه حامل وزن است) الگوي بيت نشان دهنده هر بسته است كه دائماً در حافظه الكترونيكي هر سامانه در هنگام عبور اطلاعات از شبكه بازسازي ميشود. يك راه درك اين موضوع آن است كه تصور كنيد من خودرويي دارم كه شما مايل به داشتن آن هستيد.
يك فرض عجيب ديگر آن كه شما در جزيرهاي زندگي ميكنيد كه از طريق هوايي يا دريايي كاملاً غيرقابل دسترس است.
بنابراين من نميتوانم خودروي خودم را مستقيماً براي شما بفرستم. خوشبختانه در جزيره محل سكونت شما يك كارگاه مدرن و مجهز و انبار بزرگي از قطعات خودرو وجود دارد.
بنابراين براي آن كه من ماشين خود را براي شما ارسال كنم، آن را به تفصيل بررسي كرده و نقشه كامل آن را ترسيم و براي شما فكس ميكنم. آنگاه شما ميتوانيد خودروي من را از روي نقشههاي تفصيلي آن مونتاژ كنيد. اكنون شما خودروي جديدي داريد كه ميتوانيد سوار آن شده و در جزيره خود رانندگي كنيد. خودرويي كه كاملا حقيقي است و وزن دارد.
اگر بتوانيم وزن بيتهاي مربوط به يك قطعه اطلاعاتي را هنگامي كه روي حافظه يك رايانه قرار ميگيرد، اندازه گيري كنيم، آنگاه نصف راه محاسبه وزن اينترنت را طي كردهايم.براي تخمين وزن اينترنت به يك پيش زمينه فني احتياج است، داخل حافظه يك رايانه معمولي، چيزي كه به ياد ميآورد يك بيت مفروض بايد صفر باشد يا يك، خازن نام دارد و اين قطعه روي تراشه است كه ميتواند مقدار كمي بار الكتريكي را در خود نگه دارد.
اگر خازن يك سلول را شارژ كنيد، آن بيانگر «يك» منطقي است.
خازن شارژ نشده نشاندهنده «صفر» منطقي است. خازنهاي حافظه به قدري كوچك هستند كه براي شارژ شدن هر يك از آنها فقط به 40هزار الكترون نياز است، كه واقعا مقدار بسيار كوچكي است.
در مقام مقايسه بايد بدانيد كه از يك حباب لامپ 100 واتي در هر ثانيه حدود 1018×7 /5 الكترون عبور ميكند!
اكنون بياييد نگاهي به يك ايميل معمولي داشته باشيم، يك ايميل تقريبا 50 كيلو بايت محتوا دارد. از آن جا كه در هر بايت 8 بيت وجود دارد و هر كيلو بايت از 1024 بايت تشكيل ميشود، لذا يك ايميل شامل تقريبا 410هزار بيت است.
البته همه اين بيتها يك نيستند، چون درآن صورت ايميل خسته كنندهاي خواهد شد! بهطور ميانگين حدود نيمي از اين بيتها يك و نيمي ديگر صفر است. بنابراين تقريبا 205هزار يك بايد در حافظه رايانه ذخيره شود، كه مستلزم وجود حدودا 8 ميليارد الكترون است. وزن هر الكترون 30-10×2 پوند است، بنابراين يك ايميل با حجم كيلو بايت تقريبا(19-10×2) اونس وزن دارد كه به اندازه وزن21 هزار اتم سرب است. اين عدد ممكن است خيلي بزرگ به نظر برسد، ولي در حقيقت مقدار بسيار كوچكي است.
هر اونس سرب در بردارنده حدود 82ميليون كاتريليون(1022×2/8) اتم است!
آنچه ذكر شد فقط يك ايميل بود.
در كل چقدر اطلاعات( تمام صفحات وب، پيامهاي فوري، جريانهاي تصويري و هر چيز ديگر كه بتوان تصور كرد) در اينترنت جريان دارد؟ قطعا يافتن مقدار دقيق آن كار دشواري است، ولي نهايتا ما پاسخ خود را با نگاهي به فعاليت اتصال كاربران نهايي (از قبيل خطوط مودمdial up، اتصال به وسيله فيبرنوري وdsl) محاسبه ميكنيم.
اتصال باند پهن به منازل و بنگاههاي تجاري، مانند ADSL و مودمهاي كابلي بيشتر بار اينترنت را توليد ميكند.
در حال حاضر75 درصد كل ترافيك اينترنت بهدليل به اشتراك گذاشتن فايل بين كاربران است، ضمن آن كه 59 درصد اشتراك فايلها مربوط به افرادي است كه فايلهاي ويدئويي خود را با هم مبادله ميكنند.
اشتراك فايلهاي موسيقي نيز حدود 33 درصد ترافيك را تشكيل ميدهد. طبق تخمين فقط 9 درصد از كل ترافيك مربوط به ايميل است. اين رقم كل حدود40 پتا بايت( يا1016× 4بايت) است.
با در نظر گرفتن اين عدد و قرار دادن آن در همان فرمولي كه ما براي ايميل50 كيلو بايتي به دست آورديم، مقدار 5 ميلياردم كيلوگرم حاصل ميشود.
سرانجام پس از مقدار زيادي محاسبه و تندنويسي توانستيم پاسخ را پيدا كنيم: وزن محتواي اينترنت تقريبا 2/0ميليونيم يك اونس (حدود 5/7 ميكروگرم) است.
نامههاي عاشقانه، قرارداد تجاري، اسپم(پيامهاي حامل ويروس)، دادخواستها، خبرنامهها، نمايشهاي تلويزيوني، مقالات خبري، برنامههاي تعطيلات، صفحات معروف وب، موسيقي، پيامهاي تبريك و تسليت و هر چيز ديگري كه در زندگي انسان وجود دارد به صورت صفر و يك در فضاي اينترنت كد گذاري ميشود.
اگر همه آنها را با هم جمع كنيم، وزن كل آنها تقريبا به اندازه كوچكترين دانه شن روي زمين است، دانهاي كه قطر آن تنها به اندازه 2 هزارم اينچ (تقريبا05/0ميلي متر) باشد!
در كمين كليك!
تعداد كثيري از كاربران از اينكه رد وبگردي آنها توسط چشمان تيزبين شركتهاي تبليغاتي دنبال ميشود، بيخبرند.
كريس هوفنيگل (Chriss Hoofnagle) يكي از مقامات ارشد مركز بركلي در بخش مربوط به قوانين فناوري ميگويد: كاربران هنوز فكر ميكنند كه خطمشيهاي اتخاذشده در زمينه حريم خصوصي اينترنتي مانع از اين ميشود كه وبسايتها از روشهاي ويژه براي دادن اطلاعات يا فروش محصولات خود استفاده كنند. اما بين سياستهاي تجاري و توقعات مشتريان هيچ رابطه و هماهنگي وجود ندارد.
هوفنيگل خاطرنشان ميكند: بسياري از مشتريان براساس قوانين حريم خصوصي آنلاين رفتار ميكنند و فكر ميكنند كه رعايتكردن اين قوانين آنها را در مقابل برخي مسايل حمايت ميكند اما نميدانند كه سياستهاي مربوط به حريم خصوصي تنها جنبه اطلاعرساني دارد و هيچ تضميني به كاربران نميدهد. شكاف بين سياستهاي تجاري و توقعات مشتريان درمورد حدود 55درصد از كاربران وجود دارد و اكثر آنها به اشتباه تصور ميكنند كه اصول حريم خصوصي شركتها مانع از آن ميشود كه آدرسهاي اينترنتيشان براي شركتهاي بازاريابي به اشتراك گذاشته شود. به همين قياس، از هر 10 فروشنده آنلاين 4 نفر معتقدند كه اين قوانين، استفاده از اطلاعات و تحليل فعاليتهاي آنلاين كاربران را براي آنها ممنوع ميكند، در حالي كه استفاده از اين اطلاعات يك روش معمول جهت تجارت الكترونيكي است. بسياري از شركتها نيز تصور ميكنند كه قوانين مربوط به حريم خصوصي اينترنت، يعني اينكه شركتهايي كه از نظر تجاري با آنها همكاري ميكنند نميتوانند از اطلاعات فعاليتهاي آنلاين آنها استفاده كنند.
هوفنيگل ميگويد: استفاده از بياطلاعي كاربر حقيقتي است كه باعث شده بسياري از شركتها به انتخاب كاربران احترام گذاشته و فعاليتهاي آنلاين آنها را رديابي نكرده و نسبت به كاربرانشان متعهد باقي بمانند ولي در عوض برخي از شركتها با قبول اين مسووليت كه از كوكيهايي كه در سيستمهاي كاربران نصب ميشود و فعاليتهاي آنلاين آنها را رديابي ميكنند، استفاده نكنند، كماكان به تبليغات و تجارت الكترونيكي خود ادامه ميدهند. برخي از شركتها نيز فقط از كوكيهاي سريع استفاده ميكنند كه در سيستم كاربران نصب ميشود و تنها نام وبسايتهاي مورد مشاهده را شناسايي ميكنند. استيون گال، مديراجرايي Pro Quo –شركتي كه به كاربران امكان ميدهد ايميلهاي ناخواسته از منابع مختلف را متوقف كنند- ميگويد: صدها شركت، رد تمامي فعاليتهاي كاربران را، چه به صورت آنلاين و چه به صورت آفلاين ميگيرند و محصولاتشان را به كاربراني پيشنهاد ميكنند كه از قبل ميدانند به آنها نياز دارند و پول بيشتري بابت آنها ميپردازند.
هر كليك كاربران در اينترنت، توسط شبكههاي بازاريابي و تبليغاتي آنلاين پيگيري ميشود تا انواع و اقسام تبليغات آنلاين را به سمت آنها سرازير كنند.
گال خاطرنشان ميكند: روشي كه برخي شركتهاي بزرگ در پيش گرفتهاند اين است كه با نزديككردن خود به مشتري و بدون ردگيري فعاليتهاي آنلاين آنها، براي محصولات خود بازاريابي ميكنند، اما برخي نيز از روش ديگري استفاده ميكنند.
مدير اجرايي Pro Quo ميافزايد: من معتقدم كه مشتريان خيلي بيشتر از آنچه كه ما تصور ميكنيم از دنياي آنلاين سردر ميآورند اما فكر ميكنم كه در حالت كلي بسياري از آنها دوست ندارند، بفهمند اينترنت و موارد حاشيهاي آن چگونه عمل ميكنند! اين موضوع كمي ترسناك به نظر ميرسد زيرا باعث ميشود كه كاربران احساس شكست كنند.
راهكارهاي حفظ حريم شخصي اينترنتي
هفته گذشته يك گروه 9 نفره از سازمانهاي مربوط به حمايت از حريم شخصي در يك جلسه طرحي را به كميسيون تجارت فدرال آمريكا دادهاندكه در آن از شركتهاي بازاريابي خواستهشده، كه به منظور حمايت از حريم خصوصي كاربران، از رديابي فعاليتهاي آنلاين آنها اجتناب كنند. اين گروه همچنين قصد دارند يك تعريف رسمي از "اطلاعات مربوط به هويت خصوصي" ارايه دهند. آنها همچنين اعلام كردند كه تبليغكنندگان اينترنتي بايد روشهاي خود را در مورد رديابي فعاليتهاي كاربران اعلام كنند.
گروههايي كه در اين اقدام نقش داشتهاند شامل مركز دموكراسي و فناوري، فدراسيون مشتريمدار آمريكا، بنياد تازهترين يافتههاي وسايل الكترونيكي، شركت تحقيقاتي اطلاعات عمومي، نشريه حريم خصوصي، اتاق حقوق حريم خصوصي و گردهمايي حريم خصوصي جهان هستند.
اري شوارتز (Ari Schwatz)، رييس هيات مديره مركز دموكراسي و فناوري در جلسه مطبوعاتي روز 31 اكتبر گفت: با اجراي طرح "رديابي نكنيد" كاربران از هجوم ايميلهاي ناخواسته و تبليغات آنلاين در امان خواهند ماند.
0 نظرات:
ارسال یک نظر