۱۳۸۷ مرداد ۸, سه‌شنبه

اوج فلسفه

مناط احتياج به علت امكان است نه حدوث جهان حادث ذاتي است نه حادث زماني يعني جهان قديم بالزمان است نه قديم بالذات يعني جهان ازنظرزماني هميشه وجودداشته است وقديم زماني است اما چون ممكن الوجود است درذات خود نيازمندعلتي است كه آن علت همان قديم ذاتي يا واجب الوجود است ............
صفات خداچون جزء ذات خداست ديگر نمي تواند متغيرباشد ياخدانمي تواند صفتي پيداكند كه قبلا نداشته است اگربگوئيم خداخالق است بايداين صفت هميشه همراهش بوده باشد اگرصفت خالقيت بعدا پيداشده باشد وعالم حادث زماني باشد اين مثل اين است كه خداوندخالق نبوده وبعدخالق شده است واين مارابااشكال تغيردرذات خداوند مواجه مي كند زيراخداوند صفاتش جزء ذاتش است : خداي متعال دو نوع صفت دارد صفت ذات وصفت فعل .....مانعي نداردكه صفت فعل حادث باشد ............
اگردرك وفكروانديشه همان خاصيت طبيعت راداشته باشد يعني اگر فكرديالكتيكي باشد وآن ديالكتيك وحركتي كه درطبيعت وجوددارددرذهن هم وجودداشته باشديعني ذهن هم همان طبيعت باشد آن وقت محال است كه اصلا ذهن وجودداشته باشد ادراك به اين دليل ادراك است كه حالت ناثابت رابه صورت ثابت نگه مي دارد اگرذهن يك خاصيت ماورا
ءالطبيعي كه همان خاصيت ثبات است نداشته باشد علم وادراك نخواهدداشت زيرا حيثيت علم حيثيت ثبات است يعني ضدحيثيت حركت است .................
امام محمدغزالي : مادرخواب جهاني مي بينيم ودرآن حال فكرنمي كنيم كه الان درخوابيم واين حالت كيفيتي است كه جزء نظام زندگي ماواصل بيداري است ولي همين كه بيدارمي شويم به جزء بودن آن حالت پي مي بريم ازكجاكه حالت زندگي مادردنيانسبت به يك زندگي ديگر حالت خواب رانداشته باشد (يقين مابه اصالت زندگي دنيوي خود بيش ازيقين شخص خواب نيست )...............
علم دونوع است حصولي وحضوري علم حضوري علمي است كه درآن واسطه وجودندارد وبدون واسطه به ذات معلوم تعلق مي گيرد درعلم حصولي واسطه وجودداردوشخص ازراه صورت يامفهوم ذهني ازآن آگاه ميشود علم وآگاهي هركس ازخودش به عنوان يك موجوددرك كننده علمي است حضوري وغيرقابل انكار همچنين آگاهي ماازحالت رواني واحساسات وعواطف خودمان علمي است بي واسطه وحضوري صورت ها ومفاهيم ذهني نيزباعلم حضوري درك مي شود..............
شروربالذلت موردتعلق آفرينش قرارنمي گيرد وبالذات معلول ومجعول نيستند مخلوق بودن ومعلول بودن آنها بالعرض است بدي ياخودش ازنوع نيستي است وياهستيي است كه مستلزم نوعي نيستي است يعني موجودي است كه خودش ازآن جهت كه خودش است خوب است وازآن جهت بداست كه مستلزم يك نوع نيستي است مثلا وقتي ازنابينايي سخن ميگوئيم چنين نيست كه نابينايي شيء خاص وواقعيت ملموسي است كه درچشم وجودندارد بلكه نداشتن بينايي است اما نيش گزندگان ازآن جهت بداست كه موجب مرگ مي شود براي ماولي اين نيش براي خود گزنده خوب است ...................
مطابق آخرين تحقيقي كه ازطرف صدرالمتأ لهين به عمل آمده روح خود عاليترين محصول ماده است يعني مولود يك سلسله ترقي وتكامل ذاتي طبيعت است وهيچ گونه ديواري بين عالم طبيعت وماوراء الطبيعه وجودندارد يعني ممكن است يك موجودمادي درمراحل ترقي وتكامل خود تبديل به موجودغيرمادي شود ....................
اموروحي (همانها كه حضورا به آنها آگاه هستيم ) مادي نيست پس نمي تواند برفعاليت هاي عصبي منطبق شودموجودذهني با موجود خارجي درماهيت يكي هستند نه دروجود وآنچه محال است اتحاددو موجود مستقل در وجوداست نه اتحاد دو وجود درماهيت وچون ادراكات ثابت وپابرجاهستند زماني نيستند خودپي بردن به خطا دليل براين است كه يك سلسله حقايق مسلمه نزدماهست كه آنهارامعيارومقياس قرارمي دهيم وازروي آنها به خطا پي مي بريم.........................................
حكم ذهني (علم تصديقي كه تصورات را به يكديگر پيوندمي دهد )صرفايك نوع فعاليت ذهني است وهرگز نمي توان ادعاكردكه حكم ازمجراي يكي ازحواس وارد ذهن شده است ما تصوراتي مقدم برتصورات احساسي نداريم ولي تصديقات زيادي مقدم برتصديقات تجربي داريم صدرالمتالهين ازراه بساطت نفس برهان اقامه مي كندكه فعاليت ادراكي نفس ازراه حواس آغازمي شود وهريك ازمعلومات ومعقولات يامستقيماازراه به دست آمده ياآنكه جمع شدن ادراكات حسي ذهن را براي حصول آن معلوم مستعد كرده
تنها راه صحيح توجيه كثرت معلومات كثرت آلات حسيه است .......................
منابع: اصول فلسفه وروش رئاليسم
عدل الهي
آموزش فلسفه
شرح مبسوط منظومه
تاريخ فلاسفه ي ايراني

Read more...

۱۳۸۷ تیر ۳۰, یکشنبه

متنوع

هنر زرتشتى-ايرانى
دومين هنرى كه اسلام در فتوحات خود با آن مواجه شد،هنر زرتشتى-ايرانى بود.

اين هنر در حقيقت هنرى تاليفى از هنرهاى مختلف بود.«خرابه هاى كاخ شاهى »درشوش و«تالار صد ستون كاخ تخت جمشيد»نشان مى دهد كه طرح معمارى «كاخ صدستون »از مصر، «كتيبه كمانداران »شوش از آشور و ساختمان كاخ تخت جمشيد بر فرازسكوهاى وسيع و تزئين آن با كنده كارى،از آسياى صغير گرفته شده است.و اين نوعى كامل از هنر اختلاطى است.

توين بى فيلسوف و مورخ معاصر انگليسى در فلسفه تاريخ خويش بحثى راتحت عنوان سنكرتيسم طرح كرده است.به عقيده او،سنكرتيسم(اختلاط و تاليف صورى فرهنگها)از علائم دوران پايانى و انحطاط فرهنگها و تمدنهاست.آنگاه كه فرهنگها روح خود را از دست داده،مورد تهاجم صور مختلف فرهنگى قرار مى گيرند،اين عصر فرا مى رسد.

در حقيقت در تمامى دوران تاليف و اختلاط كه دوره بحران است،حقيقت فرهنگهانيروى حياتى خويش را از دست مى دهند.(به تعبير علم الاسماء تاريخى،اسمى كه اين فرهنگها مظهر آنند متزلزل و در بحران است)و بدين ترتيب تهاجم فرهنگى به پايان مى رسد و عصر تدافع و تحجر فرهنگى فرا مى رسد،و اين عبارت است از عصر مسخ فرهنگها كه به آن اشاره رفت.

در اين دوران،اختلاط و التقاط سراغ فرهنگى كه ضعيف شده،مى آيد.بالنتيجه تركيب فرهنگها به وقوع مى پيوندد.فرهنگهايى كه باطنشان را از دست داده اند،نمى تواننددر برابر فرهنگهاى ديگر مقاومت كنند.از اين رو دچار اختلاط و التقاط فرهنگى مى شوند.

نمى توان گفت چنين فرهنگ و تمدنى از صورت نوعى كدام تاريخ و فرهنگ تبعيت مى كند، زيرا هيچ كدام از صورتها رسوخ در فرهنگ اختلاطى ندارد.يعنى فرهنگ صورت اصيل خود را از دست داده،ولى وجهى و صورتى متزلزل در آن مى تواند قويتراز صورتهاى متزلزل ديگر باشد.به عبارت ديگر اين عصر،عصر ظاهر پرستى و تظاهرفرهنگى است.در اينجا تفكر اصيل فراموش و عمل بى فكر و ذكر اصيل انگاشته مى شود.

از جمله فرهنگها و تمدنهايى كه چنين علائمى دارند،تمدن و فرهنگ زرتشتى ايرانى از عصر سلوكى تا ظهور اسلام است.در اين فرهنگ اختلاطى گرچه فرهنگ دينى و اساطيرى سبت به فرهنگ يونانى غلبه دارد اما اين به معنى نسبت عموم و خصوص مطلق نيست،بلكه تداخل(نسبت عموم و خصوص من وجه)دو فرهنگ اساطيرى ومتافيزيكى در ميان است،تا آنجا كه ايران اين عصر را چون بسيارى از مناطق متمدن،يونانى مآب مى نامند .اين اوضاع مقارن با دوره انتشار فرهنگ يونانى و تماميت تفكرنظرى يونانى و پيدايش و غلبه تفكر اختلاطى اسكندرانى است (8) .البته آغاز فرهنگ وهنر اختلاطى ايران به عصر هخامنشى برمى گردد.آثار معمارى باقيمانده از اين عصر،نشانگر اين است كه ايران محل برخورد فرهنگها و تمدنها و از آنجا هنر ايرانى مستجمع جميع هنرهاى مختلف اساطيرى آن عصر بوده است.اما هنوز يونانيت عصر متافيزيك سراغ ايرانيان نيامده بود.
بي ترديد انسان محور و اصل و اساس همه چيز است و با برخورداري از امتياز خليفه الهي، شان و منزلت معنوي ويژه اي دارد.به دليل همين امتيازات، نسبت به سايرجانداران از برتري خاصي برخوردار بوده و همچنين از توانايي هاي غير قابل وصفي برخوردار است كه برخي از آنها ذاتي و تعدادي نيز اكتسابي هستند.انسان با شكوفايي استعدادهاي بالقوه ي خود و جهت دهي مناسب به آنها، مي تواند به سرمايه اي بي بديل تبديل شده، زندگي پر ازرونق، اميد، نشاط، پويايي، و توام با سازندگي را براي خود و ديگران به طرزي شايسته بوجود آورد.

انسان خلق شده است تا در اين دنيا زندگي كند، از نعمات الهي بهره بگيرد، به عظمت الهي بيشتر پي ببرد و بدرستي بندگي كند.

در واقع آنچه كه زير بنا و نقطه ي آغازين تحقق چنين هدفي است، خواست و اراده و اختيار فطري او براي شناخت بيشتر خويشتن و بهره گيري مناسب تر از قابليت ها، ظرفيت ها و استعدادهاي خداداديش است.اوست كه به همه چيز ارزش مي بخشد و همه چيزبه خاطر اوست كه آفريده شده است. پس كافيست كه به علت و هدف آفرينش موجودات عميق تر انديشيده و ارزش را در حد خودش بشناسيم.

نقاط مثبت خود را تا مي توانيد ملكه ذهنتان كنيد، تا به وسيله تصورات مثبت از خودتان شادي را به زندگيتان به ارمغان آوريد.

آن موقع است كه مي توانيم زندگي پرثمر، جاويدان، پويا و خوشايندي را از او انتظار داشته باشيم. اگر بين توانايي هاي خدادادي او و اين انتظارات تناسب و توازني منطقي ايجاد كنيم، خواهيم ديد كه انتظاري معقول بوده و ايجاد چنين زندگي، خارج از توان او نيست و اگر بخواهد، به طور يقين مي تواند زندگي شاد و سالمي داشته باشد.فقط كافيست كه از داشته هاي خود بهتر بهره گيري كند تا بر اساس آن شادتر زندگي كند.

در اين كتاب سعي شده است برخي از توانايي ها و داشته هاي انسان را احصاء كرده و به طور برجسته عرضه كند. آنگاه در حد ممكن راهكارهاي بهره گيري از آنها را نيز ارائه كرده تا انسان هاي عاقل و با منطق به وسيله ي آنها، براي خود و جامعه، زندگي شاد و لذت بخشي را ترسيم نمايند."

همه انسان ها بنا به اصل تفاوت هاي فردي كه دارند، داراي خلاقيت و نوآوري هستند و نبايد تصور كرد كه خلاقيت منحصر به افراد تيزهوش و با استعداد است.

هدف اين كتاب اين است كه به چند مورد از عواملي كه در شادتر كردن جريان زندگي آدم ها موثر هستند اشاره اي كرده و بدينوسيله موضوعاتي را براي فعاليت محققين و دلسوزان انسانيت انسان ها فراهم سازد تا در اين زمينه، تحقيقات بيشتري را معمول داشته و ابعاد مختلف و عوامل موثر در شاد زيستن انسان ها را نمايان تر سازند و به اين طريق انسانيت را از گرفتاري جدال و اضطراب و بيماري هاي روحي و رواني خود ساخته برهانند.

- شادي، عبارت است از احساس خوشبختي پايدار در زندگي شخصي، مفيد بودن براي خود و جامعه و تحقق آرزو و رفع نيازهاي عمومي.

- هنر شاد بودن مستلزم توانايي خنديدن به مشكلات در كوتاه ترين زمان ممكن پس از وقوع آنهاست.

- اگر از موفقيت ديگران شاد شويم، از موفقيت خود بيشتر لذت خواهيم برد.

- افسردگي سم مهلك است كه مي تواند بنيان جامعه را دچار خطرهاي جدي كند.


گلشيرى و صادق هدايت
هوشنگ گلشيرى از نويسندگانى بود كه تا نفسى و توانى براى گفتن و نوشتن داشت، در بت كردن بى مايه ترين و بيمارترين داستان نويسِ ايران سال هاى پس ار انقلاب مشروطيت مردم ايران كوشيد.

من درباره صادق هدايت، در نوشته هايى ديگر ديدگاه خويش را آورده ام؛ اما در اين گفتار نيز بايد پا به پاى حكايتى كه گلشيرى درباره توانايى هاى نداشته نويسنده بوف و بزرگ نمايى هايى كه ساخته و پرداخته است، با هم پيش برويم.

پيش از هر چه، هوشنگ گلشيرى آموخته بود، كه هدايت و داستان هايش را متر و معيار هنر داستان نويسى نو در ايران بداند؛ شايد از همان دوران شاگرديش در هسته جنگ اصفهان.

قبلاً وقتى شازده احتجاب را مى نوشتم بايد تكليف خودم را با بوف كور صادق هدايت.

روشن مى كردم.

هوشنگ گلشيرى شيفتگى خود را به صادق هدايت، زندگى، نوشته ها و ديدگاه هاى بى در و پيكر او هرگز پنهان نمى كرد.

تبليغ و بزرگ نمايى جايگاه صادق هدايت، در واقع تبليغ و بزرگ نمايىِ بى دانش ترين و بى ريشه ترين و تقلبى ترين داستان نويس برا ادبيات داستانى معاصر ايران است.

آيا هوشنگ گلشيرى نمى دانست كه هدايت بسيارى از تصاوير داستان بوف كورش را از ادبيات مدرن قرن بيستم و سينماى آوانگارد فرانسه و آلمانِ دهه هاى آغازين قرن بيستم ميلادى دزديده بود؟ مى دانست يا نمى دانست، وى درباره بوف كور چنين گفته است: .

طرح بوف كور به اين روشنى نيست و هر چند مى دانيم كه زمان وقوع حادثه اصلى آن تنها يك شب يا دو شب بيش تر نيست، اما گفتن اين كه هدايت در بوف كور توالى منظم زمان را به هم زده است هيچ گرهى را نمى گشايد.

راستى هدايت چه گونه توانسته است دنيايى بدين گونه شاعرانه و پيچيده و در عين حال وحشت انگيز بيافريند؟ اين مردهاى قوزى شالمه بسته كه همه لب شكريند و خنده هاشان آن چنان خشك و زننده است كه مو بر تن آدم راست مى كند؛ اين زنانى كه همه چشم هاى مورب تركمنى و گونه هاى برجسته، پيشنانى بلند، ابروانِ بارك به هم پيوسته و لب هاى گوشت آلود نيمه باز دارند؛ اين خانه هايى كه همه مكعب و مخروطى شكلند و پنجره هاى باريك و كوتاهشان به چشم هاى گيج آدم تب دار شبيه است؛ اين نيلوفرهاى كبود و درخت هاى بيد و سرو.

به چه اعتبارى توانسته اند در بوف كور، آن هم در كنار يكديگر و با تداوم و تكرارشان بيايند و ما را به دنياى اين گونه و هم انگيز و واقعى راهبر شويم.

شايد براى آشنايى بيش تر با دنياى بوف كور بهتر باشد كه تار و پودش را از هم بگشاييم و آن را از سر نو بيافرينيم.

(23) نبايد شگفت زده شويم از اين كه هوشنگ گلشيرى، به صف شدن مردهاى قوزى، لب شكرى ها، زنانى كه همه چشم هاى مؤرب تركمنى دارند و خانه هايى كه همه مكعب و مخروطى شكلند در داستان سست، نيمه كاره و تقلبى هدايت را نشانه توانايى او برشمارد.

بى دانشى، كوته نگرى، دورى گزيدن از ريشه يابى هر پديده و همذات پندارى گلشيرى با صادق هدايت را مى توان از پايه اى ترين دلايل تمجيد سطحى نويسنده شازده احتجاب از نويسنده بوف كور دانست.

در بزم اهريمنى هدايت بود، كه هوشنگ گلشيرى به ذوق مى آمد: .

در مورد هدايت بايد گفت كه او به جرأت، نسلِ پيش از من و حتى مرا تربيت كرد.

اگر او نبود نگاه من به داش آكل ها، باجى ها، كولى ها، نيمچه روشنفكرها، حتى به مينياتور يا فولكلوريا حتى كافكا و سارتر فرقى مى كرد.

من از طريق هدايت است كه سال هاى 1309 تا 1325 را مى شناسم، آن هم نه از برون كه از درون، انگار كه در آن زمان زيسته باشم، گزمه ها و مسته از كنار پنجره ام گذشته باشند و آدم هاى مسخ شده، قوزى هاى لب شكرى در همه اطرافم بوده اند و نيز آن سرفه ها، زنان دو پاره اى كه در دنياى واقع لكاته اند، اما در شعر و مينياتور [بالاخره هنر ]اثيرى مى شوند.

اين ها و حتى نگاهِ من به مرغ، به سگ، به پرده قلمكار از سرچشمه هدايت آب مى خورد.

(24) شايد اگر به جاى صادق هدايت، نويسنده اى برخاسته از متن زندگى و فرهنگ مردم ايران تربيت كننده هوشنگ گلشيرى و كسانى چون او مى شد [هوشنگ گلشيرى در تبيين نقش صادق هدايت در تربيت نسل پيش از خودش - مگر صادق چوبك - به تحريف تاريخ ادبيات داستانى ايران دست زده است.

پيش از هوشنگ گلشيرى، تنها صادق چوبك بود كه با همه كارنامه و هستىِ نويسندگيش، در بزم اهريمنى خنزرپنزرى ترين داستان نويس تاريخ ايران آبروى خويش را دود كرد و به هوا فرستاد.

نويسندگانى چون بزرگ علوى و ابراهيم گلستان نثر و ساختار داستان را، برتر از هدايت آموختند و به كار گرفتند و جهان بينى ويژه اى داشتند؛ آل احمد را هم كه مى شناسيم؛ اما گلشيرى، سرگشته تر از آن بود كه دست از تبليغ بى هوده مرشد خنزرپنزرى خود، صادق هدايت بردارد.

او كار تحريفش را به جايى باريكتر رسانيده بود:

وزن اطلاعات اينترنتي چقدر است؟

اطلاعات چقدر وزن دارد؟ بيشتر افراد مي‌دانند كه كامپيوتر در بردارنده تمام انواع اطلاعات است، از‌ ايميل و اسناد گرفته تا ويدئوكليپ، صفحات وب و هر چيز ديگر.

همه اين اطلاعات به صورت رشته‌اي از ارقام باينري (صفر و يك) نشان داده مي‌شود. اين ارقام نه تنها ماهيت رياضي دارند، بلكه چيزهاي ملموسي نيز هستند. آن‌ها به صورت ولتاژ در مدارهاي الكترونيكي قرار دارند.

بنابراين هر جزء (bit) اطلاعات بايد وزني (هر چند بسيار ناچيز) داشته باشد. اكنون مي‌خواهيم اين پرسش را مطرح كنيم: وزن اطلاعاتي كه در يك روز معمولي از طريق اينترنت ارسال مي‌شود چقدر است؟

در پاسخ به اين سؤال، ما پايگاه‌هاي اطلاعاتي فني را جست‌وجو كرديم، كتاب‌هاي مرجع را ورق زديم، به سايت گوگل سر زديم و با كارشناسان صحبت كرديم. به زودي معلوم شد كه اگر جواب مشخصي را بخواهيم، بايد خودمان آن را محاسبه كنيم، زيرا به ‌نظر مي‌رسد كه هيچ كس ديگري قبلا اين پرسش را مطرح نكرده است.


كليد حل معماي وزن اينترنت در فهم فرآيند اساسي كه تمام اين اطلاعات از مجراي آن عبور مي‌كند، قرار دارد. خواه درباره‌ ايميلي كه از آن طرف خيابان فرستاده شده است بحث كنيد، يا از تصويري كه از يكWebcam از آن سوي دنيا ارسال شده است.

براي آنكه سفر در اينترنت به آساني انجام شود، اطلاعات به بسته‌هاي كوچكي به نام packet تقسيم مي‌شود. اين بسته‌ها شامل اجزاي كوچكي از اطلاعات است كه از چند ده تا يك هزار بايت حجم دارد. علاوه بر اطلاعاتي كه بايد ارسال شود، هر بسته داراي جزئيات آدرس دهي به مسيرهاي لازم نيز هست.

بدون در نظر گرفتن اين كه بسته به كجا فرستاده مي‌شود يا نوع تجهيزاتي كه بسته از آن عبور مي‌كند چيست، يك چرخه اساسي بارها تكرار ميشود تا بسته به مقصد برسد.

پيام در حافظه يك رايانه ذخيره مي‌شود، سپس مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد تا مشخص شود كه به كجا بايد ارسال شود، به نحوي براي ارسال شدن كد گذاري مي‌گردد(به صورت الكترون‌هايي در يك كابلethernet يا به شكل فوتون‌هايي كه از يك كارتwi-fi تشعشع مي‌شود) آنگاه به رايانه بعدي موجود در زنجيره فرستاده شده، كد گذاري شده و در حافظه همان رايانه ذخيره مي‌شود.

سيكل مذكور تا هر اندازه كه لازم باشد تكرار مي‌گردد. چيزي كه در اين جا اهميت دارد، خود الكترون‌ها يا امواج راديويي كه از رايانه شما فرستاده مي‌شود نيست، بلكه الگوي بيت‌هايي است كه اين امواج آن را شرح مي‌دهد.

الكترون‌ها يا امواجي كه مستقيما از رايانه شما ارسال مي‌شود معمولا زياد دور نمي‌روند ( حداكثر چند صد فوت) تا به رايانه ديگري برسند.


حتي هنگامي كه شما بسته‌هايي را به صورت پالس‌هاي نور و از طريق كابل‌هاي فيبر نوري به هزاران مايل دورتر مي‌فرستيد، دستگاه‌هاي تكرار‌كننده (repeater) كه در فاصله هر 20 مايل(32 کيلومتر) و در سطح دريا قرار داده شده است، فوتون‌هاي دريافتي را جذب كرده و فوتون‌هاي جديدي را به تكرار‌كننده بعدي ارسال مي‌كند.

به عبارت ديگر، اجزاي فيزيكي كه در اينترنت حركت مي‌كنند، هرگز به جاي دوري نمي‌روند، آنچه واقعاً به دور دست مي‌رود (چيزي كه حامل وزن است) الگوي بيت نشان دهنده هر بسته است كه دائماً در حافظه الكترونيكي هر سامانه در هنگام عبور اطلاعات از شبكه بازسازي مي‌شود. يك راه درك اين موضوع آن است كه تصور كنيد من خودرويي دارم كه شما مايل به داشتن آن هستيد.

يك فرض عجيب ديگر آن كه شما در جزيره‌اي زندگي مي‌كنيد كه از طريق هوايي يا دريايي كاملاً غيرقابل دسترس است.

بنابراين من نمي‌توانم خودروي خودم را مستقيماً براي شما بفرستم. خوشبختانه در جزيره محل سكونت شما يك كارگاه مدرن و مجهز و انبار بزرگي از قطعات خودرو وجود دارد.

بنابراين براي آن كه من ماشين خود را براي شما ارسال كنم، آن را به تفصيل بررسي كرده و نقشه كامل آن را ترسيم و براي شما فكس مي‌كنم. آنگاه شما مي‌توانيد خودروي من را از روي نقشه‌هاي تفصيلي آن مونتاژ كنيد. اكنون شما خودروي جديدي داريد كه مي‌توانيد سوار آن شده و در جزيره خود رانندگي كنيد. خودرويي كه كاملا حقيقي است و وزن دارد.

اگر بتوانيم وزن بيت‌هاي مربوط به يك قطعه اطلاعاتي را هنگامي كه روي حافظه يك رايانه قرار ميگيرد، اندازه گيري كنيم، آنگاه نصف راه محاسبه وزن اينترنت را طي كرده‌ايم.براي تخمين وزن اينترنت به يك پيش زمينه فني احتياج است، داخل حافظه يك رايانه معمولي، چيزي كه به ياد مي‌آورد يك بيت مفروض بايد صفر باشد يا يك، خازن نام دارد و اين قطعه روي تراشه است كه مي‌تواند مقدار كمي بار الكتريكي را در خود نگه دارد.

اگر خازن يك سلول را شارژ كنيد، آن بيانگر «يك» منطقي است.

خازن شارژ نشده نشان‌دهنده «صفر» منطقي است. خازن‌هاي حافظه به قدري كوچك هستند كه براي شارژ شدن هر يك از آن‌ها فقط به 40هزار الكترون نياز است، كه واقعا مقدار بسيار كوچكي است.

در مقام مقايسه بايد بدانيد كه از يك حباب لامپ 100 واتي در هر ثانيه حدود 1018×7 /5 الكترون عبور مي‌كند!

اكنون بياييد نگاهي به يك ايميل معمولي داشته باشيم، يك ايميل تقريبا 50 كيلو بايت محتوا دارد. از آن جا كه در هر بايت 8 بيت وجود دارد و هر كيلو بايت از 1024 بايت تشكيل ميشود، لذا يك ايميل شامل تقريبا 410هزار بيت است.


البته همه اين بيت‌ها يك نيستند، چون درآن صورت ايميل خسته كننده‌اي خواهد شد! به‌طور ميانگين حدود نيمي از اين بيت‌ها يك و نيمي ديگر صفر است. بنابراين تقريبا 205هزار يك بايد در حافظه رايانه ذخيره شود، كه مستلزم وجود حدودا 8 ميليارد الكترون است. وزن هر الكترون 30-10×2 پوند است، بنابراين يك ايميل با حجم كيلو بايت تقريبا(19-10×2) اونس وزن دارد كه به اندازه وزن21 هزار اتم سرب است. اين عدد ممكن است خيلي بزرگ به ‌نظر برسد، ولي در حقيقت مقدار بسيار كوچكي است.

هر اونس سرب در بردارنده حدود 82ميليون كاتريليون(1022×2/8) اتم است!

آنچه ذكر شد فقط يك ايميل بود.

در كل چقدر اطلاعات( تمام صفحات وب، پيام‌هاي فوري، جريان‌هاي تصويري و هر چيز ديگر كه بتوان تصور كرد) در اينترنت جريان دارد؟ قطعا يافتن مقدار دقيق آن كار دشواري است، ولي نهايتا ما پاسخ خود را با نگاهي به فعاليت اتصال كاربران نهايي (از قبيل خطوط مودمdial up، اتصال به وسيله فيبرنوري وdsl) محاسبه مي‌كنيم.

اتصال باند پهن به منازل و بنگاه‌هاي تجاري، مانند ADSL و مودم‌هاي كابلي بيشتر بار اينترنت را توليد مي‌كند.

در حال حاضر75 درصد كل ترافيك اينترنت به‌دليل به اشتراك گذاشتن فايل بين كاربران است، ضمن آن كه 59 درصد اشتراك فايل‌ها مربوط به افرادي است كه فايل‌هاي ويدئويي خود را با هم مبادله مي‌كنند.

اشتراك فايل‌هاي موسيقي نيز حدود 33 درصد ترافيك را تشكيل مي‌دهد. طبق تخمين فقط 9 درصد از كل ترافيك مربوط به ايميل است. اين رقم كل حدود40 پتا بايت( يا1016× 4بايت) است.

با در نظر گرفتن اين عدد و قرار دادن آن در همان فرمولي كه ما براي ايميل50 كيلو بايتي به دست آورديم، مقدار 5 ميلياردم كيلوگرم حاصل مي‌شود.

سرانجام پس از مقدار زيادي محاسبه و تندنويسي توانستيم پاسخ را پيدا كنيم: وزن محتواي اينترنت تقريبا 2/0ميليونيم يك اونس (حدود 5/7 ميكروگرم) است.

نامه‌هاي عاشقانه، قرارداد تجاري، اسپم(پيام‌هاي حامل ويروس)، دادخواست‌ها، خبرنامه‌ها، نمايش‌هاي تلويزيوني، مقالات خبري، برنامه‌هاي تعطيلات، صفحات معروف وب، موسيقي، پيام‌هاي تبريك و تسليت و هر چيز ديگري كه در زندگي انسان وجود دارد به صورت صفر و يك در فضاي اينترنت كد گذاري مي‌شود.

اگر همه آن‌ها را با هم جمع كنيم، وزن كل آن‌ها تقريبا به اندازه كوچك‌ترين دانه شن روي زمين است، دانه‌اي كه قطر آن تنها به اندازه 2 هزارم اينچ (تقريبا05/0ميلي متر) باشد!



در كمين كليك!

تعداد كثيري از كاربران از اينكه رد وب‌گردي آنها توسط چشمان تيزبين شركت‌هاي تبليغاتي دنبال مي‌شود، بي‌خبرند.

كريس هوفنيگل (Chriss Hoofnagle) يكي از مقامات ارشد مركز بركلي در بخش مربوط به قوانين فناوري مي‌گويد: كاربران هنوز فكر مي‌كنند كه خط‌مشي‌هاي اتخاذشده در زمينه حريم خصوصي اينترنتي مانع از اين مي‌شود كه وب‌سايت‌ها از روش‌هاي ويژه براي دادن اطلاعات يا فروش محصولات خود استفاده كنند. اما بين سياست‌هاي تجاري و توقعات مشتريان هيچ رابطه و هماهنگي وجود ندارد.

هوفنيگل خاطرنشان مي‌كند: بسياري از مشتريان براساس قوانين حريم خصوصي آنلاين رفتار مي‌كنند و فكر مي‌كنند كه رعايت‌كردن اين قوانين آنها را در مقابل برخي مسايل حمايت مي‌كند اما نمي‌دانند كه سياست‌هاي مربوط به حريم خصوصي تنها جنبه اطلاع‌رساني دارد و هيچ تضميني به كاربران نمي‌دهد. شكاف بين سياست‌هاي تجاري و توقعات مشتريان درمورد حدود 55درصد از كاربران وجود دارد و اكثر آنها به اشتباه تصور مي‌كنند كه اصول حريم خصوصي شركت‌ها مانع از آن مي‌شود كه آدرس‌هاي اينترنتي‌شان براي شركت‌هاي بازاريابي به اشتراك گذاشته شود. به همين قياس، از هر 10 فروشنده آنلاين 4 نفر معتقدند كه اين قوانين، استفاده از اطلاعات و تحليل فعاليت‌هاي آنلاين كاربران را براي آنها ممنوع مي‌كند، در حالي كه استفاده از اين اطلاعات يك روش معمول جهت تجارت الكترونيكي است. بسياري از شركت‌ها نيز تصور مي‌كنند كه قوانين مربوط به حريم خصوصي اينترنت، يعني اينكه شركت‌هايي كه از نظر تجاري با آنها همكاري مي‌كنند نمي‌توانند از اطلاعات فعاليت‌هاي آنلاين آنها استفاده كنند.


هوفنيگل مي‌گويد: استفاده از بي‌اطلاعي كاربر حقيقتي است كه باعث شده بسياري از شركت‌ها به انتخاب كاربران احترام گذاشته و فعاليت‌هاي آنلاين آنها را رديابي نكرده و نسبت به كاربران‌شان متعهد باقي بمانند ولي در عوض برخي از شركت‌ها با قبول اين مسووليت كه از كوكي‌هايي كه در سيستم‌هاي كاربران نصب مي‌شود و فعاليت‌هاي آنلاين آنها را رديابي مي‌كنند، استفاده نكنند، كماكان به تبليغات و تجارت الكترونيكي خود ادامه مي‌دهند. برخي از شركت‌ها نيز فقط از كوكي‌هاي سريع استفاده مي‌كنند كه در سيستم كاربران نصب مي‌شود و تنها نام وب‌سايت‌هاي مورد مشاهده را شناسايي مي‌كنند. استيون گال، مديراجرايي Pro Quo –شركتي كه به كاربران امكان مي‌دهد ايميل‌هاي ناخواسته از منابع مختلف را متوقف كنند- مي‌گويد: صدها شركت، رد تمامي فعاليت‌هاي كاربران را، چه به صورت آنلاين و چه به صورت آفلاين مي‌گيرند و محصولات‌شان را به كاربراني پيشنهاد مي‌كنند كه از قبل مي‌دانند به آنها نياز دارند و پول بيش‌تري بابت آنها مي‌پردازند.

هر كليك كاربران در اينترنت، توسط شبكه‌هاي بازاريابي و تبليغاتي آنلاين پيگيري مي‌شود تا انواع و اقسام تبليغات آنلاين را به سمت آنها سرازير كنند.

گال خاطرنشان مي‌كند: روشي كه برخي شركت‌هاي بزرگ در پيش گرفته‌اند اين است كه با نزديك‌كردن خود به مشتري و بدون ردگيري فعاليت‌هاي آنلاين آنها، براي محصولات خود بازاريابي مي‌كنند، اما برخي نيز از روش ديگري استفاده مي‌كنند.

مدير اجرايي Pro Quo مي‌افزايد: من معتقدم كه مشتريان خيلي بيش‌تر از آنچه كه ما تصور مي‌كنيم از دنياي آنلاين سردر مي‌آورند اما فكر مي‌كنم كه در حالت كلي بسياري از آنها دوست ندارند، بفهمند اينترنت و موارد حاشيه‌اي آن چگونه عمل مي‌كنند! اين موضوع كمي ترسناك به نظر مي‌رسد زيرا باعث مي‌شود كه كاربران احساس شكست كنند.



راهكارهاي حفظ حريم شخصي اينترنتي

هفته گذشته يك گروه 9 نفره از سازمان‌هاي مربوط به حمايت از حريم شخصي در يك جلسه طرحي را به كميسيون تجارت فدرال آمريكا داده‌اندكه در آن از شركت‌هاي بازاريابي خواسته‌شده، كه به منظور حمايت از حريم خصوصي كاربران، از رديابي فعاليت‌هاي آنلاين آنها اجتناب‌ كنند. اين گروه همچنين قصد دارند يك تعريف رسمي از "اطلاعات مربوط به هويت خصوصي" ارايه دهند. آنها همچنين اعلام كردند كه تبليغ‌كنندگان اينترنتي بايد روش‌هاي خود را در مورد رديابي فعاليت‌هاي كاربران اعلام كنند.

گروه‌هايي كه در اين اقدام نقش داشته‌اند شامل مركز دموكراسي و فناوري، فدراسيون مشتري‌مدار آمريكا، بنياد تازه‌ترين يافته‌هاي وسايل الكترونيكي، شركت‌ تحقيقاتي اطلاعات عمومي، نشريه حريم خصوصي، اتاق حقوق حريم خصوصي و گردهمايي حريم خصوصي جهان هستند.

اري شوارتز (Ari Schwatz)، رييس هيات مديره مركز دموكراسي و فناوري در جلسه مطبوعاتي روز 31 اكتبر گفت: با اجراي طرح‌ "رديابي نكنيد" كاربران از هجوم ايميل‌هاي ناخواسته و تبليغات آنلاين در امان خواهند ماند.

Read more...

۱۳۸۷ تیر ۲۹, شنبه

مديتيشن


مديتيشن يکى از درمانهاى پيشرفته امروزى بشمار مى رود که مى تواند بطور وسيعى تحت عنوان "طب فکرى بدني" طبقه بندى گردد .

بسيارى از پزشکان مديتيشن را به عنوان يک روش درمانى جهت پايين آورندن فشار خون و تنفس بهتر مبتلايان به آسم و آرامش بيشتر در اضطراب هاى روزانه توصيه مى کنند . در بعضى موارد مديتيشن به منظور يك روش درمانى مكمل در كنار ساير درمانها به بيمار توصيه مى شود.

استفاده از مديتيشن براى درمان چيز جديدى نيست. بهبودى بوسيله اين روش از دير باز در فرهنگهاى قديم و در سراسر جهان وجود داشته و در اديان مختلف به آن اشاره شده است. در حقيقت بطور عملى بسيارى از گروههاى مذهبى مديتيشن را در صورتهاى مختلفى به اجرا در مى آورند و ارزش آن در کاهش درد و افزايش بهبودى سلامت انسان از ساليان گذشته امرى کاملاً اثبات شده مى باشد .

امروزه از اضطراب بعنوان شايعترين اختلال روانپزشکى نام برده مى شود و براى بر طرف كردن آن و استرس هايش ، از تکنيکها و روشهاى مختلف داروئى و غير داروئى استفاده مى نمايند .

يکى از اين روشهاى درمانى مفيد و رايج براى مشكل اضطراب ، مديتيشن است . بطور کلى مراقبه منظم و مداوم حتى اگر تنها چند دقيقه در هر روز انجام شود ، از نظر کاهش تنش ، چهار نتيجه اساسى و حياتى در پى دارد :

• فرايند توجه کردن را بهبودى مى بخشد .
• مهار انسان را در پردازش افکار خود افزايش مى دهد .
• توانايى كنترل هيجانات افزايش مى يابد .
• به تنش زدايى بدن کمک مى کند .

مديتيشن تنها آنچه كه يوگاكارها با نشستن در "دامنه کوههاى هيماليا" انجام مى دهند، نيست. بلکه يک روش انعطاف پذير مقابله با استرس ، اضطراب و بسيارى از وضعيت هاى خاص پزشکى است که هر روزه بطور روز افزون " صلح و آرامش داخلي" مارا به هم مى زنند .

امروزه به طور نمونه "شرکت هواپيمايى بين المللى پيتزبورگ Pittsburg " يک اتاق بزرگ مديتيشن با محيطى کاملاً آرام، مبلمان راحت و تزئين شده با نقاشيهاى ابر و طبيعت ، فراهم کرده است تا اشخاص و مسافران بتوانند به نحو احسن از اين فرودگاه شلوغ به جايى کاملاً امن و بدور از ازدحام و شلوغى و هياهو پناه ببرند .

يک فيلسوف چينى به نام "Tzu – Chuang " مبدع روشى از مديتيشن است که در آن چينى ها کاملاً آرام مى نشينند و هيچ حرکتى انجام نمى دهند و در واقع، از طريق فکر نکردن به افکار ناراحت کننده و آزار آور، براى خود يک " ناشتايى فکري" ايجاد مى کنند . اين "ناشتايى فکري" که در مديتيشن رخ مى دهد مغز و روح را کاملاً تصفيه کرده و همانند ناشتايى بدنى "گرسنگي" عمل مى كند. ناشتايى بدنى و ناشتايى فکرى هر دو کاملاً طبيعى بوده و در واقع يک روش جوان سازى بافت هاى بدن مى باشند که بوسيله خالى کردن بدن و روح از تمام سيگنالهاى ورودى عذاب آور براى مدت چند دقيقه يا چند روز اتفاق مى افتد .

"تائويست ها Taoists " عقيده دارند که بوسيله همين ناشتايى فکرى و بدنى مى توانيم به آرامش کامل برسيم .

يکى از مذاهب ديگر که در اين روشها تاکيد دارد "بوديسم" است که در مناطق وسيعى از آسياى مرکزى و شرقى پيروان بسيارى دارد .

در بوديسم تمرين مديتيشن اساساً امرى واجب در بوجود آوردن تعقل و مهربانى و شفقت در شخص بوده و براى فهميدن و درک حقيقت ضرورى است .

با وجود تأثيرات عميق مديتيشن و تاريخچه استفاده از اين روش درمانى ، فقط در سى سال گذشته است که مطالعات علمى در زمينه اثرات کلينيکى مديتيشن در زندگى انسان امروزى انجام شده است .

در سال ١٩٦٠ و دهه بعد از آن گزارشات زيادى مى رسيد که حاکى از اثرات يوگا و مديتيشن در هنديهايى بود که مى توانستند بطور خارق العاده اى سطوح هوشيارى و کنترل سيستمهاى غير ارادى بدن خود را تحت کنترل در آورند .

اين گزارشات که صحت آنها مورد تاييد دانشمندان بود ، دانشمندان علوم بهداشتى را كه در آنزمان از عوارض دارويى بسيارى از داروها نااميد شده بودند، اميدوار ساخت که مديتيشن يک راه حل با ارزش و ايمن براى کاهش استرس بوده و استفاده از آن بسيار لذت بخش است .

دکتر پاتريشيا نوريس از کلينيک Menihger در آمريکا در گزارشى عنوان کرد که افراد تحت مطالعه وى که مديتيشن را اجرا مى کردند ، ايمنى بدنشان در مقابل ايدز و سرطان افزايش پيدا کرده است .

همچنين وى اين روشها را براى افراد معتاد به مواد مخدر و الکل آزمود و دريافت کرد که مديتيشن يکى از بهترين روشهايى است که اعتماد به نفس اين افراد را در مقابل ترک مواد مخدر و الکل يارى مى کند .

در تحقيق ديگرى در ١٩٩٠ پزشکان و فيزيولوژيست هاى دانشگاه استانفورد اين روشها را روى شش هزار داوطلب اجرا کردند و تقريباً نزديک به همه آنان اذعان داشتند که روشهاى مديتيشن بسيار سودمند مى باشند .

"دکتر هربرت بنسن Herbert Benson " متخصص قلب در دانشکده پزشکى هاروارد از مديتيشن به عنوان يک پاسخ آرامش دهنده نام مى برد. او کشف کرده است که مراحل مديتيشن با تاثيرات سيستم عصب سمپاتيک (همان سيستمى که شخص را وادار به فرار يا جنگ و گريز مى کند ) مستقيماً در تضاد و تاثيرات متقابل مى باشد .

در حاليکه سيستم عصب سمپاتيک مردمک را گشاد مى کند و باعث بالا رفتن فشار خون و تعداد تنفس مى شود، مديتيشن معكوس عمل كرده و باعث پايين آوردن فشار خون و تنش عضلانى مى شود .

در عصر ما ، نياز به مديتيشن بيشتر از هر زمانى احساس مى شود . براى کسانيکه مايلند در معنويت و مسائل روحى پيشرفت نمايند ، آموزش مديتيشن مفيد است .

زيرا مديتيشن سبب مى شود ذهن فرد بهتر و عميقتر به حقيقت يابى بپردازد ، بيشتر و کاملتر معارف لازم را جمع آورى کند ، و به زندگى آزادتر و پربارترى برسد . مديتيشن فرد را قادر مى کند که بر حواس خود غلبه نمايد و از بند زمان آزاد شود.


تأثيرات مفيد مديتيشن

تأثيرات جسمى

• استراحت عميقى که در مديتيشن اتفاق مى افتد ضربان قلب و بار اضافى روى آنرا بشدت کاهش مى دهد .
• کاهش در ميزان کورتيزول (هورمونى که در هنگام استرس توليد مى شود ) و لاکتات خون
• کاهش در ميزان راديکالهاى آزاد توليد شده در عضلات که مى تواند باعث تخريب بافتى بدن شوند . ثابت شده است که در اين راديکالهاى آزاد اکنون رابطه تنگاتنگى با پيرى زودرس در بدن دارند .
• کاهش فشار خون
• افزايش مقاومت پوستى
• كاهش در ميزان کلسترول : ميزان کلسترول بدن رابطه مستقيمى با بيماريهاى قلبى و عروقى بدن دارد .
• افزايش ميزان هوا در ريه ها که نتيجه مستقيمى بر تنفس آسانتر و بهتر دارد . اين اثرات مخصوصاً در بيماران آسمى قابل توجه است.
• افزايش اثرات بيولوژيک جوانى : يک تحقيق استاندارد درباره پيرى که بصورت طولانى مدت در آمريکا انجام شده است، ثابت کرده است که کسانى که بصورت مداوم از مديتيشن استفاده مى کنند (حداقل به مدت ٥ سال ) بطور متوسط ١٢ سال جوان تر از سن همسالان خود هستند .

تأثيرات روحى

• بهبود روحيات و اخلاق ورفتار شخص : در نتيجه مديتيشن ، ارتباطات صحيح مغزى افزايش پيدا مى کند. اين کار منجر به درک صحيح شخص در زندگى و بهبود اخلاق و رفتار مى شود .
• کاهش اضطراب و افسردگى
• کاهش تحريک پذيرى
• افزايش قدرت يادگيرى و حافظه
• افزايش قدرت اعتماد به نفس
• افزايش احساس جوانى و حيات
• افزايش شور و شادمانى در شخص
• افزايش توقع و انتظار در زندگى .(اين شاخص مهمى از بهداشت روانى در يک جامعه بحساب ميآيد )

در صورتى كه هر يك از شرايط يا ناراحتى هاى زير را داريد ، مديتيشن ميتواند تا حد زيادى در درمان سودمند واقع شود :

١- اعتياد به مواد مخدر و دارو

٢- استرس هاى شديد و مدام

٣- دردهاى مزمن :

در يک تحقيق که توسط دکتر کابات زين Kabat – Zinn انجام شده است، ٧٢% از بيماران مبتلا به دردهاى مزمن، حداقل به مقدار ٣٣ % پس از يک دوره ٨ هفته اى از مديتيشن تفکرى با کاهش درد مواجه شده اند.

٤- حاملگى :

کلاسهاى آمادگى براى زايمان بطور معمول همان روشهاى مديتيشن را به زنان حامله آموزش مى دهند . اين روشها به بانوان حامله تمرينهاى تنفس عميق به منظور کاهش درد و استرس هنگام زايمان را ياد مى دهند .

٤- دردهاى روماتيسمى :

تکنيکهاى مديتيشن همچنين يک عنصر کليدى در کنترل درد بيماريهاى روماتيسمى در دانشگاه استانفورد مى باشد .

در اين دانشگاه بيشتر از ١٠٠٠٠٠ نفر که از بيماريهاى روماتيسمى رنج مى برند، در يک کلاس آموزش ١٢ ساعته از تمرينهاى شبيه به مديتيشن به عنوان بخشى از يک برنامه کنترل روماتيسم سود برده اند . افرادى که آموزش ديده اند پس از آموزش ذکر کرده اند که ٢٠-١٥ درصد در کنترل درد موفقيت داشته اند .

٥- سرطان و بقيه بيماريهاى مزمن :

دکتر Ainsline Mears از استراليا که يک روانپزشک مى باشد در تحقيق جامعى از بيماران سرطانى نشان داد که درد ٧٣% از کل بيماران مورد مطالعه وى در يک دوره ١٠ ساله کاهش يافته است . او همچنين از لحاظ علمى ثابت کرد که بطور کلى ١٠% از اندازه تومور در آنان کاهش مى يابد و ٥٠% در کيفيت زندگى آنان موثر مى باشد .

٦- بيماريهاى قلبى

٧- فشارخون بالا

٨- نازايى :

افرادى که از نازايى رنج ميبرند ، افرادى هستند که به شدت از افسردگى و اضطراب شکايت دارند . در تحقيقات مختلفى که در اين زمينه انجام شده است ، يک عده از اين افراد تحت تمرينهاى relaxation قرار گرفتند .

مقايسه اين افراد با افرادى که تمرين نکرده بودند نشان داد که اجرا کنندگان مديتيشن شانس بيشترى براى باردار شدن خواهند داشت .

٩- دردهاى قبل از قاعدگى

١٠- سردردهاى ناشى از استرس Tension Headache

١١- فيبروميالژيا Fibromyalgia

١٢- بحرانهاى تنفسى مثل آسم

پايه و اساس تمام بيماريهاى بالا را اضطراب و استرس و افسردگى ، تشکيل مى دهند . تکنيکهاى مديتيشن بطور کلى با کم کردن اضطراب و استرس بيماران نقش قابل توجهى در بهبودى آنان ايفا مى کنند ، به شرطيکه اين تکنيکها مداوم و با اصول به اجرا در آيند .


انواع متداول مديتيشن چيست ؟

چهار نوع مختلف از مديتيشن وجود دارد :

١- مديتيشن TM

٢- مديتيشن Zen

٣- مديتيشن بوديست Budhist

٤- مديتيشن تائويست Taoist

تمام اين روشها در يک چيز مشترک هستند . آنها همه در جهت تمرکز روى فکر و آرامش ذهن شلوغ ، اتفاق نظر دارند .
اين روشها تحريک را قطع نمى کنند، بلکه بيشتر ذهن شما به يک عنصر شفاف در مغز که مى تواند يک صدا يا يک کلمه و يا يک تصوير و يا يک شخص مشخص باشد ،معطوف مى كند.

هنگامى که مغز در نتيجه تمركز روى اين عنصر شفاف ، به احساس آرامش و صلح به حد اشباع رسيد، ديگر جايى براى نگرانى و استرس وجود نخواهد داشت .

بر طبق نظريات "خوان بوريسنکو" که يکى از پيشگامان طب فکرى بدنى در مديتيشن است، مديتيشن مى تواند بطور وسيعى مغز را راهنمايى نمايد و اين راهنمايى در تضاد متقابل با خاطراتى است که در گذشته مغز را بطور کامل اشباع کرده و عامل بروز استرس مى باشند . از نظر خوان بوريسنکو مديتيشن بطور کلى باعث حرکت و پرواز فکر مى شود .


طبقه بندى مديتيشن

١- مديتيشن تمرکزى Meditation Concentratiun

٢- مديتيشن تفکرى Mindfullness Meditation

١- مديتيشن تمرکزى

اين عمل دقيقاً شبيه زوم عدسى در دوربين عکاسى مى باشد. در عکاسى ما روى يک تصوير "زوم" مى کنيم، به همين شيوه در مديتيشن روى يک تصوير ، صدا و يا تنفس تمرکز مى کنيم .

آسانترين و ساده ترين روش براى اين نوع مديتيشن آن است که بطور آرام بنشينيم و روى تنفس خود دقت کنيم .

بطور کلى اجراکنندگان يوگا و مديتيشن عقيده دارند که يک ارتباط مستقيم بين ريتم تنفس و فکر شخص وجود دارد . براى مثال هنگامى که يک شخص عصبى ،‌ وحشتزده و مضطرب است تنفس شخص کوتاه و سريع مى شود. از طرف ديگر، هنگامى که فکر آرام است، تنفس منظم و عميق است .

نتيجتاً تمرکز روى تنفس آنرا آرام و عميق تر مى سازد و باعث آرام بخشى فکر مى شود .

٢- مديتيشن تفکرى

اين نوع از مديتيشن ، با افزايش دقت روى حواس همراه است .

در اين روش بدون لزوم به فکر کردن ،اطلاعات دريافتى از حواس پنجگانه و افکار ناراحت کننده ديگر از جلوى ذهن انسان رژه مى روند و شخص در حاليکه آرام نشسته است ، بدون انجام فعاليت خاصى، شاهد اين رژه و تخليه فشارها وارده به ذهن و حواس پنجگانه خود خواهد بود.

نكاتى كه بايد در انتخاب روش مديتيشن در نظر گرفت :

هر فرمى از مديتيشن قدرت بهبودى متمايزى از نوع ديگر دارد ، ولى انواع مديتيشن براى هر شخصى نمى تواند مفيد باشد و خطرات مخصوص به خود را بدنبال خواهد داشت .

دانستن اينکه چه نوع مديتيشنى براى چه شخصى مى تواند سودمند باشد ، هنر شخص اجرا کننده و دستور دهنده خواهد بود .

بطورکلى از تجويز تمرينهاى تمرکزى به افرادى در تست واقعيت (Reality test) نتيجه مطلوب بدست نياورده اند و قوياً دچار افكار پارانوييدى هستند ، بايد اجتناب گردد .

افرادى که اضطراب فراگير و عمومى دارند، همچنين بايد از مديتيشن تمرکزى بپرهيزند . چه ممکن است اين نوع مديتيشن اضطراب آنان را افزايش دهد .

دوره هاى طولانى تمرينهاى مديتيشن مثلاً مديتيشن تفکرى در افراد حساس و مستعد به پسيکوز حاد نيز نبايد انجام شود.

احتمالاً بهترين راه مديتيشن در اينگونه افراد آن است که همراه با دوستان و آشنايان بيمار تمرينهاى مختصر و نه طولانى در محيطى آرام صورت پذيرد .


تکنيکهاى مديتيشن

تکنيکهاى بسيارى براى مديتيشن وجود دارد . بعضى از اين تکنيکها بسيار ساده هستند و بعضى از آنها بايد توسط مدرس مجربى آموزش داده شوند . ما سعى مى کنيم که تکنيکهاى ساده را به زبانى ساده تر براى شما آموزش دهيم.

توجه داشته باشيد که بعضى اثرات ناخواسته مديتيشن همانطور که در بالا توضيح داده شد ممکن است به سراغ شخص بيايد .

بنسون چهار عنصر عمده و اساسى در مديتيشن را به صورت زير تعريف مى كند :

١- جايى آرام براى مديتيشن

جايى آرام و بسيار راحت براى تمرين مديتيشن مثل جايى براى راحت خوابيدن و نشستن که بطور فزاينده اى باعث استراحت عضلات بدن باشد مورد نياز است .

بعدها ممکن است شخص در محيط شلوغترى اينکار را انجام دهد ، ولى در ابتدا بايد اين جاى آرام به سهولت در دسترس باشد .

٢- يک وضعيت راحت

وضعيت راحت براى بسيارى از تکنيکهاى مديتيشن ضرورى است .

وضعيت کلاسيک در بسيارى از تکنيکها اين است که مهره هاى پشتى بايد صاف و مستقيم باشد . بسيارى از مردم که دچار مشکلات کمرى هستند ممکن است در ابتدا دچار مشکل شوند .

مهره هاى بدن بايد نيروهاى مختلف بدن را بدرستى در بين تمام عضلات تقسيم کرده ، بطوريکه عضلات دچار کشش نشوند . وضعيت نشسته بهتر از خوابيدن به پشت است . اين بخاطر آن است که وضعيت خوابيده به پشت حرکات قبل از خواب را در شخص تقليد کرده و ممکن است شخص به خواب رود .

اگر شخصى هستيد که در وسط روز عادت به خواب نداريد ، بهتر است بصورت يکطرفه و خوابيده به پهلو روى مبلى راحت دراز بکشيد .

در مديتيشن مكتب شرق ، شخص نشسته و زانوها با هم متقاطع کرده و کف پا را به سمت بالا قرار مى دهد . اين وضعيت بهترين موقعيت براى مديتيشن است ، در اين حالت دستها و پاها بصورت قرينه و موازى قرار مى گيرد .

بدين ترتيب شخص بيشترين شانس را براى تمرکز و انجام اعمال مديتيشن خواهد داشت .

اين روش نشستن و تمرکز کردن براى کسانى که با آن غريبه هستند در ابتدا دردناک بوده و مشکل مى باشد . حتى براى کسانى که نمى توانند بنشينند و مايل به انجام حرکات مديتيشن روى صندلى هستند ، حرکاتى بنام Egyptian Meditation وجود دارد .

در بعضى از روشهاى مديتيشن ، اين اعمال با چشمان بسته صورت مى گيرد و گاهى با چشمان باز .

٣- يک موضوع براى تمرکز و توجه روى آن

براى تغيير جهت توجه به درون و نگهدارى و مراقبت از آن ، در اينجا لازم است توجه را بر يک محرک ثابت جلب و متمرکز کرد. مثل يک لغت ٥ صدايى که به طور تکرارى از حفظ خوانده شود .

در افراد غير مذهبى اين لغت مى تواند لغتى به معناى "صلح و آرامش " باشد و در افراد مذهبى اين لغت و يا گفتار مى تواند از کتاب مقدس آنان و با يک عبارت و يا دعاى مشهور انتخاب شود . در هر صورت اين انتخاب اگر همراه با موزيکى آرام بخش باشد ترکيب آنها ايده آل خواهد بود .

٤- سعى در حفظ توجه و تمرکز

نکته مهم اين است که وقتى با افکار پريشان مواجه مى شويد و توجه شما مشوش مى شود ، دچار اضطراب نشويد ، هر وقت ذهن شما از توجه خاص روى محرکى که قبلاً ذکر شده منحرف شد، دوباره توجه تان را به آن جلب کنيد .

مطالعات زيادى در مغز صورت گرفته که وجود اين افکار همراه با موزيک ، اثرات آرام بخش بسيار زيادى داشته و شخص مى تواند به اثرات فيزيولوژيک سودمند آن دست يابد .


يک مديتيشن ساده

اين تکنيک بسيار ساده بوده و باعث پاسخ آرام بخش خوبى در بدن خواهد شد . سعى کنيد اين روش را بصورت منظم به عنوان يکى از برنامه هاى دراز مدت خود قرار داده و به مدت ٢٠-١٠ دقيقه هر روزدر زمان مشخصى ترجيحاً قبل از صبحانه انجام دهيد .

• يک نقطه آرام را انتخاب کنيد ، بطوريکه توسط مردم و يا تلفن تمرکزتان بهم نخورد .

• بطور آرام در اين نقطه و در وضعيت بسيار راحت بنشيند .

• هر گونه عامل مزاحمت آميز را در طول زمانى که نشسته ايد از خود دور سازيد .

• خود را ملزم سازيد که در اين زمان مشخص اين اعمال را انجام دهيد .

• يک لغت يا يک جمله کوتاه که در خانواده شما ريشه دارد و يا با اعتقادات شما هماهنگى دارد انتخاب نماييد .

• چشمان خود را ببنديد، اين به تمرکز شما کمک مى کند .

• عضلات خود را به ترتيب از سر به پا آرام و ريلکس کنيد . اين اعمال رشته ارتباطات يک فکر مغشوش و مشوش را با عضلات قطع مى کند .

• نفس عميقى بکشيد . سعى کنيد افکار مشوش را با بازدم خود بيرون نماييد .

• سعى کنيد در تنفسهاى عميق عضلات تک تک بدنتان را شل و آرام سازيد .

• اينکار را به ترتيب از گردن ، چانه ها ، چشمها ، شانه ها و بازوها و دستها و عضلات قفسه سينه ، پشت بدن ، کمر ، شکم و لگن و باسن و پاها انجام دهيد .

• در ضمن تنفس آرام ، لغت مخصوص را تکرار نماييد و يک بازدم عميق انجام دهيد .

• يک رفتار منفعل را در پيش گيريد. از اينکه چقدر بهبود پيدا مى کنيد اصلاً نگران نباشيد و هر زمان که افکار نگران کننده به شما هجوم آورد مرتب کلمه خوب و يا OK را تکرار کنيد .

• اين اعمال را براى ٢٠-١٠ دقيقه انجام دهيد . ممکن است چشمان خود را باز کنيد و زمان را کنترل نماييد، ولى هرگز از ساعت زنگ دار استفاده نکنيد .

• پـس از اتـمام وقت يک تا دو دقيقه در حالت چشم باز و چشم بسته بنشينيد ، ولى هرگز به مدت يک تا دو دقيقه پس از مديتيشن نايستيد .

• اين اعمال را براى ٢ بار در روز برنامه ريزى کنيد .


مديتيشن در هنگام پياده روى

بر طبق گفته هاى دکتر جان – کابات زين ، مدير گروه کنترل استرس در دانشگاه پزشکى ماساچوست ، يک راه عملى براى بوجود آوردن هوشيارى در زندگى روزمره انجام اعمال مديتيشن در هنگام پياده روى است .

انجام اين ورزش با تمرکز در هر بارى که پا زمين را لمس مى کند شروع مى شود و با تمرکز خيره شدن چشمها در نقطه اى مقابل چشمها ادامه مى يابد .

اين روش بايد همراه با بيرون ريختن افکار به محيط در هنگام قدم زدن در هر بارى که پا زمين را احساس کرد انجام گيرد.

در اين روش شخص مديتيت کننده بايد به چيزى فکر نکند و همواره سعى کند که افکار خود را همراه با هر قدم زدن به بيرون تخليه نمايد . اين اعمال مى تواند دو بار در روز هر بار به مدت ٢٠ دقيقه اجرا گردد .

تکنيکهاى تفکرى مديتيشن Mindfillness Meditation (VIPASSANA)

در مديتيشن نوع تمرکزى يا مانترا (Mantra) شما روى يک کلمه يا روى تنفستان تمرکز مى کنيد و ذهن خود را از هر فکرى خالى كنيد .

اين تخليه فکر و تصفيه آن چيزى است که همه در مديتيشن دنبال آن مى گردند .

اما نوع ديگرى از مديتيشن وجود دارد بنام VIPASSANA که برگرفته از نام يک بوداييست است و آن در واقع هنر آگاهى و هوشيارى کامل و عميق از لحظة حاضر است .

اين روش يک احساس تجربه کامل از لحظة حاضر است که چه واقعه اى در حال رخ دادن است .

اين نوع مديتيشن کمک مى کند که تمام اشکال مزاحمت آور و صداهاى خارج از محيط بدن به حداقل رسيده و افکار آزار دهنده که در همه ما و در هر لحظه وجود دارد ، کاهش يابد .

مديتيشن در واقع تکنيکى براى از بين بردن اين افکار اضطراب آور است .

نکته اينجاست که مقدار تمرکز و تفکرشما نيست که اهميت دارد ، بلکه چگونگى رسيدن به اين تفکر، مهم و ارزشمند است .

کيفيت آگاهى شما در هر لحظه به اين ترتيب افزايش مى يابد و شما به عنوان "شاهدى ساکت" و بدون قضاوت و کاملاً منفعل و در عين حال تاثير گذار محسوب خواهيد شد .

به تدريج مديتيشن به شما ياد مى دهد که اطلاع لحظه به لحظه از واقعيت (همان چيزى که در نوع اخير مديتيشن تمرين مى کنيد ) پاسخى به اين واقعيت است که از لحظه اكنون بدون فکرو انگيزه و قصد قبلى با تاثير بيشتر بهره مند شويد .


دو نوع مديتيشن تفکرى وجود دارد



مديتيشن غير رسمى (Informal Meditation)

در اين روش که بطور مثال در کلاس درس دکتر کابات زين Dr.Kabbat Zhinn انجام مى شود هر کدام از دانشجويان يک "کشمش" در دست گرفته و از آنها خواسته ميشود که آنرا بخورند .

بطور معمول مردم بصورت "مشت مشت" از کشمش استفاده کرده و در عرض چند ثانيه آنرا مى بلعند !! . بدون آنکه بطور کامل از مزه آن آگاهى داشته باشند . البته اينکار به صورت غير ارادى و معمول از بين مردم انجام مى شود .

اما اين روش کاملاً متفاوت است . از تمرين کننده ها خواسته مى شود که با نگاه کردن به کشمش و توجه به آن شروع کنند . نگاه به وزن ، شکل ، رنگ ، قوام کاملاً بدقت صورت مى گيرد ، پس از زمانى حدود ٥ دقيقه کشمش درون دهان گذاشته شده و به آرامى زبان نسبت به احساس کشمش آنرا مورد آزمايش قرار مى دهد . پس از تست اوليه بوسيله زبان به آرامى جويده شده و مزه و قوام آن در همان زمان بايد مورد توجه کافى قرار گيرد و سپس دست آخر بدقت بلع شود .

اگر در هر کدام از کارهاى روزانه ، مثل شستن ماشين – نوشيدن يک فنجان چاى يا .... به اين ترتيب عمل شود . لحظات شيرين زندگى را با خود همراه با مديتيشن به ارمغان خواهد آورد .

Read more...

مهندسي ژنتيك


دید کلی
کاربردهای مهندسی ژنتیک تقریبا نامحدود به نظر می‌رسد. این علم کاربردهای زیادی در علوم پایه و همچنین تولیدات صنعتی ، کشاورزی و علوم پزشکی دارد. در زمینه علوم پایه ، بررسیهایی مانند مکانیزمهای همانند سازی DNA و بیان ژنها در پروکاریوتها ، یوکاریوتها و ویروسها و همچنین چگونگی ساخته شدن و تغییرات پروتئینهای داخلی سلول و همچنین مکانیزم ایجاد سرطان از جمله کاربردهای مهندسی ژنتیک است. در زمینه کشاورزی که زمینه بسیاری از کاربردهای مهندسی ژنتیک بوده است، تولید گیاهان مقاوم به آفات گیاهی و خشکی ، تولید گیاهان پرمحصول و تولید گاوهای دارای شیر و گوشت بیشتر ، را می‌توان نام برد. در زمینه کاربردهای انسانی ، تشخیص بیماریهای ارثی ، تولید انسولین انسانی ، تولید هورمون رشد انسان و ... را می‌توان نام برد.




تاریخچه
اهمیت بعضی از اصول علمی ، در زمان کشف آنها مشخص نمی‌شود، بلکه پس از مدت زمانی که می‌گذرد ارزش آنها معلوم می‌شود. یکی از مثالهای روشن این مساله کشف ساختمان سه بعدی DNA بوسیله واتسون و کریک در سال 1953 بود. این ساختمان نسبتا ساده باعث شد تا دانشمندان سیستمهای مختلف ژنتیکی را بررسی کنند. اما مطلب به همین جا ، ختم نشد و دانشمندان مختلف سعی کردند که از این اطلاعات استفاده نمایند. هدف آنها نیز بیان ساده‌ای داشت. آنها خواستند تا یک DNA را از یک موجود بگیرند و در موجود دیگر وارد نمایند تا اثرات آن ژن در موجود ثانویه بروز کند.

این علم نوین که به تدریج جای خود را در بین علوم دیگر پیدا کرد، با عناوین چون زیست مولکولی ، مهندسی ژنتیک و نهایتا DNA نوترکیب (Recombinant DNA) نامیده می‌شود. مثالی معروف از کارهای مهندسی ژنتیک تولید یک نوع باکتری اشرشیاکلی (E.Coli) است که قادر است انسولین انسانی بسازد. یا تولید گیاهان مقاوم به شوری و خشکی.

مراحل مهندسی ژنتیک
انتخاب ژن مورد نظر
جداسازی ژن مورد نظر
وارد کردن ژن مورد نظر در حامل
تکثیر ژن در میزبان مناسب
انتقال حامل ژن به سلول هدف
تکثیر سلول هدف
تولید انبوه محصول یا ایجاد صفت مورد نظر
تولید DNA نوترکیب با استفاده از آنزیمهای محدود‌الاثر(Restriction)
گروهی از آنزیم های محدود‌الاثر هنگام برش ، توالیهای مورد شناسایی‌شان را بطور نامتقارن می‌شکنند، در نتیجه در انتهای قطعات DNA حاصله رشته‌های تکی با حدود 4 نوکلئوتید بوجود می‌آید که به این انتهای تک رشته‌ای ، انتهای چسبنده (Sticky end) می‌گویند. یکی از آنزیمها ECORI نام دارد که باعث ایجاد قطعاتی می‌شود که در انتهای خود ، چسبنده می‌باشند.


حال فرض کنید که دو قطعه متفاوت DNA بوسیله یک آنزیم محدودالاثر یکسانی برش داده شده‌اند، اگر قطعات حاصل از این برش با هم مخلوط شوند و شرایط مناسب فراهم شود انتهاهای چسبناک که مکمل هم می‌باشند بهم متصل می‌شوند. سپس بوسیله آنزیم DNA لیگاز این رشته‌ها به صورت کووالانسی بهم متصل می‌شوند.


هدف اصلی برش DNA در مهندسی ژنتیک ، اتصال دو قطعه DNA به یکدیگر می‌باشد. ولی هنگام اتصال قطعات DNA ممکن است بجای اینکه قطعات DNA بهم متصل شوند، دو سر یک مولکول DNA بار دیگر بهم بچسبند و در نتیجه نوترکیب صورت نگیرد. برای جلوگیری از این کار از آنزیم فسفاتاز قلیایی استفاده می‌کنند. به این صورت که پس از برش دادن حامل بوسیله آنزیم محدودالاثر فسفاتاز را به محیط واکنش می‌افزایند و در نتیجه فسفات انتهای 5 مولکول DNA در هر دو طرف جدا می‌شود و امکان اتصال دو سر مولکول حامل ، بدون DNA تازه ، به یکدیگر از بین می‌رود.
سیستمهای کلون کردن ژن
کلون کردن یک ژن خاص مهمترین مرحله مهندسی ژنتیک است. هدف از کلون کردن ژن به دست آوردن مقادیر زیادی از ژنهای خاص به صورت خالص می‌باشد. هدف اصلی کلون کردن ژن ، انتقال ژن مورد نظر از داخل یک ژنوم بزرگ و پیچیده به داخل یک حامل ساده و کوچک تکثیر آن است.

مراحل کلون کردن ژن
جداسازی و قطعه قطعه کردن منبع DNA: منبع DNA می‌تواند، ژنوم کامل یک موجود باشد که در این صورت، باید آن را بوسیله آنزیم محدودالاثر برش داد و قطعات حاصله را برای کلون کردن بکار برد.


اتصال به یک حامل کلون (Cloning Vector): حاملهای کلون ، قطعات ژنتیکی کوچکی هستند که بطور مستقل توانایی تکثیر دارند و دارای محل برش بوسیله آنزیمهای محدودالاثر می‌باشند، ولی این برش نباید در محل همانند سازی این حاملها باشد.


ورود به داخل میزبان:DNA نوترکیب حاصل به روشهای مختلف وارد باکتری یا میزبان مورد نظر می‌شود.


شناسایی و جداسازی کلون حاوی ژن مورد نظر: این مرحله شامل جداسازی میزبانهایی است که ژن مورد نظر بوسیله حامل وارد آنها شده و به نحو موثر بیان می‌شود.


تولید تعداد زیاد سلولها و یا باکتریهای حاوی ژن: این کار به منظور جداسازی و بررسی ژن مورد نظر ، انجام می‌گیرد.
حاملهای کلون (Cloning Vector)
پلاسمیدها
قطعات DNA حلقوی هستند. که در داخل سیتوپلاسم باکتریها و جدا از کروموزوم آنها قرار دارند و بطور مستقل تکثیر می‌شوند. پلاسمیدها ، خصوصیات مفیدی برای استفاده به عنوان حامل دارند مانند: اندازه کوچک ، DNA حلقوی ، همانند سازی مستقل ، تکثیر زیاد و شاخصهای مفید دیگر مانند دارا بودن ژنهای مقاومت به آنتی بیوتیک که جداسازی کلنی‌های حاوی پلاسمید را راحتتر می‌کند.

باکتریوفاژها (ویروس باکتری)
ویروسها به خاطر داشتن پروتئینهای خاص ، نفوذ بسیار موثر و اختصاصی را به داخل سلولهای میزبان انجام می‌دهند.

بعضی ویروسها در قسمتی از چرخه تکثیر خود ، نفوذ پایداری به داخل ژنوم میزبان دارند که این باعث پایداری بیان ژن در داخل سلول میزبان می‌شود.

ویروسها دارای پروموتورهای خاصی هستند که بوسیله سلولهای میزبانی شناخته می‌شوند و این باعث بیان مناسب ژنهای کلون شده می‌شود.
کازمیدها (Cosmids)
کازمیدها در حقیقت قطعات حاصل از دو انتهای ژنوم از دو انتهای ژنوم باکتریوفاژها لامبدا قرار بگیرند و در نتیجه وارد سلول Ecoli (باکتری اشرشیاکلی)شوند. در داخل سلول E.Coli این DNA به صورت حلقوی در آمده و مانند یک پلاسمید عمل می کند.

فاسمیدها
یکی دیگر از حامل‌های DNA نوترکیب هستند که ترکیبی از ژنوم باکتریوفاژ و پلاسمیدها هستند.

انتخاب میزبان مناسب
میزبان مورد نظر باید خصوصیاتی از قبیل پایداری ژنتیکی ، ژنوم کاملا شناخته شده مشخصات فیزیولوژیک معلوم ، توانایی پذیرش DNA خارجی ، داشتن یک شاخص خاص برای شناسایی در مواقع لزوم و ... را داشته باشد. یکی از شناخته شده ترین میزبانهای مورد استفاده باکتری E.Coli است. هنگام انجام کارهای ژنتیکی باید با مطالعاتی کافی یک سیستم حامل میزبان مناسب را انتخاب کرد و بکار برد. باسیلوس سوبتلیس (B.Subtilis) در مواردی که هدف از کلون کردن تولید یک پروتئین خالص می‌باشد، بر E.Coli ترجیح دارد. زیرا خصوصیات تخمیری این باکتری برای تولیدات صنعتی مناسب تر است.

روشهای وارد کردن حاملها به داخل میزبان
ویروسها و باکتریوفاژها
برای ویروسها و باکتریوفاژها و همچنین DNA نوترکیب که در داخل کپسید ویروس ها قرار گرفته‌اند (کاسمیدها) روش ورود واضح است و همانند ورود معمولی ویروس ها در سلول های میزبان است.

ترانسفورماسیون: برای این کار DNA نوترکیب را با باکتری مجاور می‌کنند. این روش یکی از متداولترین روشهای انتقال است.


الکتروپوریشن: در این روش قطعات DNA را در یک محیط دارای بار الکتریکی در مجاورت سلولها قرار می‌دهند. بار الکتریکی باعث ایجاد منافذ ریز در غشای سیتوپلاسمی می‌شود که این خود باعث تسهیل ورود قطعات DNA به داخل سلول می‌گردد.


تفنگ ذره‌ای یا تفنگ اسید نوکلئیک: در این روش دقیقا تنگی در مقیاس میکروسکوپی وجود دارد که گلوله آن قطعات DNA می‌باشد و DNA را به داخل سلول ، شلیک می‌کند.





انتخاب کلونهای تغییر یافته
پس از اینکه DNA نوترکیب ساخته شد و در داخل باکتری میزبان ، انتقال داده شد. حال نوبت به انتخاب کلونهای باکتریایی می‌رسد که DNA نوترکیب مورد نظر به داخل آن انتقال یافته و به نحو موثری در داخل آن بیان شود. 3 خصوصیت در بین حاملین مشترک است. قدرت تکثیر در میزبان ، محل ورود ژن خارجی و یک شاخص انتخابی.

شاخصهای انتخابی موجود بر روی حاملها
مقاومت به آنتی بیوتیکها
مقاومت به آنتی بیوتیکها معمولا یا بوسیله آنزیم هایی ایجاد می‌شود که باعث غیر فعال شدن آنتی بیوتیکها می‌شوند و یا با سنتز پروتئینهایی است که به روشهای مختلف باعث ممانعت از اثر آنتی بیوتیکها می‌شوند. هر دو نوع مکانیزم مقاومت فوق بوسیله قطعات ژنتیکی ، کنترل می‌شوند. این قطعات ژنتیکی را می‌توان در حاملها وارد کرد و از آنها به عنوان شاخصهای انتقال موثر استفاده کرد.

نیازهای متابولیزمی
نیازهای متابولیزمی طیف وسیعی از مواد مختلف را شامل می‌شود. برای این کار از گونه‌های خاص از میزبان استفاده می‌شود که تونایی ساختن یک ماده متابولیزمی ضروری از دست داده‌اند، در نتیجه این باکتریها بر روی محیطهای بدون این ماده متابولیزمی رشد ، نخواهد کرد. برای مثال اگر یک باکتری توانایی تولید اسید امینه لوسین را نداشته باشد. بر روی محیط فاقد لوسین رشد نخواهد کرد.

حال اگر ما از حاملی استفاده کنیم که حاوی ژن سنتز لوسین باشد، باکتریهای میزبان حاوی این حاملها بر روی محیط فاقد لوسین رشد خواهند کرد. پس از اینکه کلنی‌های حاوی ژن نوترکیب انتخاب و جدا شدند، این کلنی‌ها را به میزان دلخواه تکثیر می‌دهند و سپس ژن تکثیر شده را برای بررسیهای بعدی استخراج کرده قرار می‌دهند.

حاملهای بیان ژن (Expression Vector)
یک حامل بیان ژن حاصل است که نه تنها می‌توان از آن به عنوان حامل کلون استفاده کرد. بلکه این حامل دارای کی توالی تنظیمی می‌باشد که باعث می‌شود که بیان ژن مورد نظر تحت کنترل مهندسی ژنتیک قرار گیرد. یک حامل بیان ژن خوب باید دارای مشخصات زیرا باشد. هر چه قدر تعداد نسخه‌های یک ژن بیشتر باشد، میزان بیان آنها بیشتر خواهد بود. پلاسمیدها از این نظر مناسب هستند. قدرت آغازگری آن خوب باشد. الگوی خواندن آن مناسب باشد. بطور کلی وظیفه مهندسی ژنتیک ایجاد یک حامل مناسب است که بتوانند بطور موثری به داخل میزبان وارد شود به تعداد همانند سازی کند بطور موثر نسخه برداری شود - بطور موثر ترجمه شود.

Read more...
    •   
      مولاي ارحم كبوتي لحروجهي وذلة قدمي وعد بحلمك علي جهلي وباحسانك علي اسائتي فانا المقر بذنبي المعترف بخطيئتي مولاي وارحمني اذاانقطع من الدنيا اثري وامحي من المخلوقين ذكري وكنت في المنسيين كمن قد نسي مولاي وارحمني عند تغير صورتي وحالي اذا بلي جسمي وتفرقت اعضائي وتقطعت اوصالي يا غفلتي عما يرادبي
      (صحيفه سجاديه)
    free counters

      © Blogger templates ProBlogger Template by Ourblogtemplates.com 2008

    Back to TOP